169
8.آيا انديشهى تحريفگرايى در قرآن بدون تناقضگويى است؟
تحريفگرايى نوعا با تناقضگويى آميخته است؛از جملهى تناقضها در ديدگاه محدث نورى ديدگاه وى دربارهى أخبار عرض بود كه پيش از اين بيان شد.اينك چند نمونهى ديگر را با هم ملاحظه مىكنيم:
يك.محدث نورى در دليل دهم در كتاب فصل الخطاب مىگويد:
قرآن در تمام مراتبش به يك صورت و بدون تغيير و دگرگونى نازل شده،پس آنچه در وجوه اختلاف در قرائات گفتهاند،غير از يك وجه كه به صورت ناشناخته و مردّد بين آنهاست،با آنچه خداوند نازل كرده مطابقت ندارد و اين از تحريف قرآن موجود حكايت مىكند. 1
اين دليل با آنچه كه محدث نورى از دليل چهارم و پنجم مىگويد متناقض است؛ چون،در دليل چهارم قرائت عبد اللّه بن مسعود و در دليل پنجم قرائت ابىّ بن كعب را معتبر و هر دو را از ناحيهى خدا مىداند و مىگويد:«كيفيت قرائت هر دو مربوط به حقيقت قرآن مىشود» 2(نه آن كه در كيفيت اداى كلمات قرآن باشد).اين در حالى است كه اين دو نفر در قرائت قرآن اختلافهاى فراوانى دارند و بنا به پندار محدث نورى بايد اين اختلافهاى فراوان از ناحيهى خدا باشد(چون هر دو قرائت مربوط به حقيقت قرآن مىشود)،ليكن در اينجا مىگويد:«قرآن در تمام مراتبش به يك صورت از ناحيهى خدا نازل شده است».و اين تناقض گويى است؟!بنابراين محدث نورى براى آن كه دچار اين تناقض نشود،بايد همانند محققان بپذيرد كه اختلاف مصاحف عبد اللّه بن مسعود و ابى بن كعب به جوهرهى آيات سرايت نمىكند و وجود اين دو مصحف(و نيز مصاحف ديگر)دليلى براى تحريف قرآن نخواهد بود.
دو.محدث نورى در دليلى ديگر بر اثبات مدعايش چنين مىگويد: