165قلب حضرت نيست؛بنابراين،اگر قرآن در قلب شريف حضرت مصون از تحريف مىماند و خداوند وعده به حفظ آن داده،براى آن است كه حجت را بر همهى مردم تمام كند و اتمام حجت جز با وعده به حفظ قرآن در تمام مراحل از تلقى وحى،تلاوت و ابلاغ آيات و سپس بقاى آنها به همان صورت،تحقق نمىيابد و اين وعده دربارهى قرآن كه آخرين كتاب جاودانه است و بر كتابهاى ديگر آسمانى هيمنه و سيطره دارد و ميزان حقانيت معارف آنهاست 1تا روز قيامت ادامه خواهد داشت.
6.مناقشهى محدث نورى در استدلال به آيات شريفهى 41 و 42 سورهى فصلت بر سلامت قرآن از تحريف چيست و پاسخ آن كدام است؟
محدث نورى در مورد استدلال به آيات شريفهى: ...وَ إِنَّهُ لَكِتٰابٌ عَزِيزٌ* لاٰ يَأْتِيهِ الْبٰاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ 2(...و به طور قطع آن كتابى عزيز است*باطل از روبهرو و پشت سر به آن راه نمىيابد،فرودآمده از ناحيهى خداوند حكيم و ستوده)در تحريفناپذيرى قرآن،چنين مناقشه مىكند:
هر چند حذف و تغيير و تبديل از مصاديق باطل مىباشند،ليكن مراد آيه اينها نيست؛چون:اولا،ظاهر آيه اين است كه در قرآن چيزى كه مستلزم بطلان محتواى آن باشد،مانند تناقض در احكام قرآن يا كذب در گزارشها و سرگذشتهاى آن،راه ندارد،همانطوركه روايات در تفسير آيه مىگويد:
«باطل از ناحيهى تورات و انجيل و زبور در قرآن راه نمىيابد و كتابى نيز بعد از قرآن نمىآيد تا محتواى قرآن را باطل كند.»و«باطل در گزارشهاى قرآن از گذشتگان و در گزارشهاى قرآن از آيندگان،وجود ندارد.»بنابراين با اين تفسير اهل بيت چگونه مىتوان معناى باطل را در حذف و تغيير،گسترش داد؟ ثانيا،اين معنا از باطل با منسوخ التلاوة كه اهل سنت باور دارند،نقض مىشود.
ثالثا،اين معنا با قرآنسوزى عثمان نقض مىشود چون كار او ورود تحريف به