157يا سوره و ]شامل اين موارد نمىشود،ليكن با عدم قول به فصل مىتوان به اين نتيجه نيز رسيد[ يعنى هركس اختلاف قاريان را در اداى كلمات و حروف قرآن پذيرفته،به نقصان سوره يا آيه و خود كلمات نيز گردن نهاده است!! ]. 1
اين دليل از محدث نورى مبتنى بر عدم پذيرش تواتر قرائات هفتگانه يا دهگانه است؛چون نزد كسانى كه اين تواتر به اثبات رسيده،همهى اختلافها در هيئت كلمات و حروف قرآن از ناحيهى خداست و مشكلى به بار نمىآورد؛اما اگر اين تواتر به اثبات نرسد(همان گونه كه محققان اماميه و جمعى از اهل سنت بر آناند) 2ناگزير اين قرائات با خبر واحد خواهند بود و احتمال تقصير يا قصور در آنها هست،ليكن بايد ديد چه تلازمى بين تواتر قرائات با تواتر قرآن وجود دارد؛آيا با نفى تواتر قرائات،تواتر كلمات قرآن نيز منتفى مىشود؟برخى مانند ابو سعيد فرج ابن لب مفتى بلاد اندلس بر اين باور بوده كه هركس تواتر قرائات هفتگانه را انكار كند به كفر گراييده است؛چون قول او منجر به عدم تواتر كلمات قرآن خواهد شد 3؛و برخى مانند محدث نورى-به دليل اين كه قرائات با خبر واحد نقل شدهاند-عدم تطابق قرائات را با آن چه خدا نازل كرده،نتيجه مىگيرند و از آن تحريف قرآن را به دست مىآورند؛اما اين پندارها هيچكدام درست نيست؛چون هيچ ملازمهاى بين اين دو وجود ندارد. هركس تواتر قرائات را منكر شود نمىتواند منكر تواتر اصل كلمات قرآن گردد.متن كلمات و آيات قرآن حقيقتى است و اختلاف در شكل كلمات و چگونگى اداى آنها،حقيقتى ديگر؛چون هر چه براى نقل آن انگيزههاى زياد و شديد وجود داشته باشد،به تواتر نقل مىشود و انگيزهى مسلمانان براى نقل متن كلمات و آيات قرآن به قدرى شديد بود كه قابل وصف نيست(چون قرآن اساس دين آنان و معجزهاى الهى است)بنابراين،حتى اگر قاريان هفتگانه يا دهگانه هم