148چه بنى اسرائيل كنند اين امت نيز همان كند. 1
اولا،اگر اين دليل درست باشد،بايد اين امت در قرآن نيز چيزهاى زيادى افزوده باشند؛همانطوركه يهوديان و مسيحيان در تورات و انجيل مطالب زيادى افزودهاند؛و اين حتى براى خود محدث نورى نيز پذيرفتنى نيست و وى تحريف به زيادى را در قرآن منتفى مىداند.
ثانيا،امتها در همهى وقايع شبيه هم نيستند.چه بسا در امتهاى پيشين حوادثى اتفاق افتاده كه در امت اسلام سابقه ندارد؛مانند گوسالهپرستى بنى اسرائيل 2،سرگردانى آنها در 40 سال پيش از ورود به سرزمين مقدس 3،مسخ تعدادى از آنان به صورت بوزينه و خوك 4و...؛بنابراين مراد احاديث،تشابه امتها در برخى از رخدادهاست و كليّت ندارد و تحريف و تغيير قرآن در اين امت جزو اين رخدادها به حساب نمىآيد؛ البته اگر بر اين مطلب اصرار داريم،بايد تشابه اين امت را با امتهاى پيشين در تحريف معنايى و تفسير به رأى و عدم پيروى از حد و حدود كتاب الهى بدانيم كه در هر دو امت رخ داده است.
ثالثا،اگر اين تشابه از هر جهت باشد و به تمام وقايع امتها مربوط شود،ادلهى سلامت قرآن از تحريف بر اين كليّت استثنا مىزند و تشابهى بين اين امت با امتهاى پيشين از اين جهت نخواهد بود.
دليل دوم چگونگى جمعآورى قرآن پس از وفات پيامبر خدا.
محدث نورى مىگويد: