138ما به راوى اين دو سوره نمىگوييم،اين دو سوره با فصاحت و بلاغت سورههاى قرآن هيچ شباهتى ندارند(هم اكنون)از اين مطلب صرف نظر مىكنيم؛ليكن از غلطهاى فاحش و چشمگير اين دو سوره چگونه مىتوان گذشت[ تا آنها را به مضامين قرآن نزديك كنيم ]؟! 1
سپس مرحوم بلاغى اغلاط اين دو سورهى موهوم را بر ملا مىكند.
علامه طباطبايى هم بحث گستردهاى را،طى چند فصل،تحت عنوان«كلام فى أن القرآن مصون عن التحريف»گشودهاند و،در فصل سوم،به ذكر اخبار تحريف نما از طريق شيعه و اهل سنت مىپردازند و سپس،با پاسخهاى در خور و نقد متين،از بطلان اين احاديث پرده بر مىدارند و آنگاه در ادامهى سخن خود مىگويند:
سخن كوتاه كنيم؛احتمال خطا،دستبرد و جعل در روايات تحريف نما هست- احتمالى قوى با توجه به شواهد و قراين-اين احتمال حجيت شرعى و عقلايى اين روايات را ساقط كرده از اعتبار مىاندازد؛حتى احاديثى كه در اين باب با سند صحيح نقل شدهاند؛چون حجيّت سند و عدالت رجال نمىتواند وجود دستبرد در اصول و جوامع روايى را از جانب ديگران بر طرف كند...
برخى از اين احاديث از آيات و سورههايى حكايت مىكنند كه هركس آنها را با قرآن مقايسه كند،خواهد ديد به هيچ روى آنها با قرآن شباهتى ندارند؛مانند سورههاى«خلع»و«حفد»...
اى كاش مىدانستيم چه طور مىشود آيات و يا سورههايى از قرآن ساقط شود و از چشم تمام مسلمين،جز عدهاى كم،پنهان بماند؛با آن كه انگيزهها براى نقل قرآن و اشتياق براى گرفتن،فهم و فراگيرى قرآن بسيار زياد بوده است و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز نهايت تلاش خود را در رساندن قرآن و تعليم و بيان آن داشتهاند!... 2