137انحطاط و غلط در فقرات اين روايات مىگويد:
اين پريشانى و انحطاط كافى است تا اين روايات بىمايه را ساقط كند. 1
سپس علامه در ادامهى نقد و بررسى اين احاديث،به افسانهى غرانيق اشاره مىكند و مىنويسد:
بسيارى از كتابهاى تفسير روايى اهل سنت به اين دروغ زشت پرداختهاند...و چنين گمان كردهاند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سورهى نجم را در مكه در محفل مشركان قرائت مىكرد،تا آن كه در اثناى قرائت آيات أَ فَرَأَيْتُمُ اللاّٰتَ وَ الْعُزّٰى * وَ مَنٰاةَ الثّٰالِثَةَ الْأُخْرىٰ شيطان بر او-نعوذ باللّه-كلامى را القا كرد...
اگر چنين باشد چه به روز امتهاى بيچاره و هاديان آنها خواهد بود!آنان كه از إدخال كلام شيطان در وحى و يا در كلام رسول و يا تلاوت او مصون نيستند [ و معلوم نيست آن چه براى آنان گفته مىشود وحى است يا القاى شيطان! ]اين چه نوع پندار سخيف و باطلى است؟!آيا لااقل آنان در اين نكته درنگ نكردند كه آيهى مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لاٰ نَبِيٍّ إِلاّٰ إِذٰا تَمَنّٰى أَلْقَى الشَّيْطٰانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ (كه گفتهاند پس از آن ماجرا براى تسلّى خاطر پيامبر به خاطر اندوهى كه بر اثر القاى شيطان در وحى و ابلاغ حضرت بود،نازل شد)در سورهى حج است و سورهى حج مدنى است و پس از هجرت حضرت نازل شده (چون در آن اجازهى قتال آمده و امر به جهاد شده است)و با خرافهى غرانيق، كه گفته شده همراه با آيات سورهى نجم در مكه نازل شده است،ده سال فاصله دارد؟! 2
و بالاخره عنان سخن را به نقد داخلى دو سورهى مزعوم خلع و حفد مىسپارد و مىگويد: