136مستقيم قرآن را از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مىگرفتند،مردم را بدين صورت غلط آموزش نمىدادند. 1
ابن طاووس نيز در بحث با ابو على محمد بن عبد الوهاب جبايى،از دانشمندان اهل سنت،ديدگاه وى را چنين نقد مىكند:
ما در تفسير تو ديدهايم كه مىگويى بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ آيهى قرآن نيست و در روايات آن را آيهى قرآن نمىدانى،اين پندار به اين معناست كه در قرآن 113 آيه افزوده شده كه از قرآن نيستند...،ليكن اين توهم باطل است؛چون قرآن از زيادت و نقصان مصون است؛همانطوركه عقل و شرع بر آن دلالت مىكنند. 2
علامه حلى(ره)نيز اين پندار را كه گفته شده ابىّ بن كعب دو سورهى خلع و حفد را جزو قرآن مىدانسته،به صورت مستدل ابطال كرده است. 3
علامه بلاغى نيز در مقدمهى تفسير پرارج خود پس از آن كه دربارهى تاريخ قرآن بحث مىكند،چنين مىآورد:
هرگز در تاريخ چيزى مانند قرآن نمىتوان يافت كه به اين صورت متواتر و بقايش به همان صورت روشن و بديهى باشد.خود خداوند هم در سورهى حجر(آيهى 9)وعده داد و فرمود: إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ . 4
آنگاه علامه بلاغى به ذكر احاديث اهل سنت دربارهى جمعآورى قرآن مىپردازد و از تعارض و پريشانى محتواى آنها پرده بر مىدارد و سپس به احاديث تحريف نما دربارهى سورهى«لم يكن»توجه مىكند و بعد از ذكر مواردى از اضطراب و