135ابن شاذان كه در نقد احاديث تحريف نما در منابع اهل سنت،به صورت نسبتا گستردهاى بحث كرده است،در بخشى از گفتار خود مىنويسد:
شما از ابن مسعود روايت مىكنيد وى«معوذتان»را جزو قرآن نمىدانسته و در مصحفش ثبت نكرده بود،از سوى ديگر روايت مىكنيد هركس آيهاى از كتاب خدا را انكار كند در مقام كفر به خدا قرار مىگيرد و جملگى اقرار داريد «معوذتان»جزو قرآن است...
اگر«معوذتان»جزو قرآن نيست،آنان كه اين دو سوره را در قرآن ثبت كردند، راه هلاكت پيمودند و اگر جزو قرآن است،آنان كه انكار كردند به هلاكت رفتند...
بنابراين،اگر آنچه دربارهى ابن مسعود نقل كرديد حق باشد،...كدام اهانت بزرگتر از اين اهانت به اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خواهد بود[ كه ناگزير يك طرف به هلاكت رفتند ]. 1
سيد مرتضى علم الهدى نيز در كتاب معروف خود درر الفوائد و غرر القلائد(امالى) در ردّ و ابطال پندار وجود خطا در الفاظ قرآن،بيانى ژرف و مستدل ارائه مىكند 2كه به علت طولانى شدن بحث از ذكر متن آن خوددارى مىكنيم.
امين الإسلام شيخ طبرسى نيز در ابطال احاديث تحريف نما در چند موضع سخن گفته است؛از جمله،دربارهى توهم وجود لحن و خطا و لغزش كاتبان وحى مىنويسد:
آنچه از عروه از عايشه نقل شده...كه عايشه به عروه مىگويد:«كاتبان وحى به خطا رفتهاند»و نيز آنچه از برخى نقل شده كه«در كتاب خدا چيزهايى از خطا و لحن است و خود عرب زبانان در هنگام خواندن،آن را درست مىخوانند...»به اين روايات هيچ التفاتى نيست و ساقطاند؛چون اگر چنين بود صحابه كه به طور