134تنهايى نمىتواند متن احاديث را اعتبار بخشد،هر چند راوى اين حديث از صحابه و منبع آن نيز كتابهاى صحاح،سنن و مسانيد معتبر باشند.
در برابر اين جريان،انديشهى حديث محورى مطرح است.در اين تفكر،تعلق به صحابه و اصحاب صحاح و مسانيد و سنن به حدى است كه احدى به خود جرأت نمىدهد از روايات-در صورت عدم توجيه معقول-بگذرد و خود را از حيرت نجات دهد؛ ازاينرو،يا به مفاد اين احاديث گردن مىنهند و قول به تحريف را مىپذيرند،يا به طور سربسته مىگويند:«بايد اين احاديث تأويل شوند.»بدون آن كه از نوع اين تأويل پرده بردارند؛و يا به تئورى نسخ التلاوة روى مىآورند،تا از يكسو،سلامت قرآن از تحريف مخدوش نشود و از سوى ديگر راه خردهگيرى بر راويان اين احاديث و مؤلفان كتابها بسته شود؛غافل از اين كه اين نظريه و مانند آن با مناقشههاى جدى روبهروست و هرگز قابل دفاع نيست.
بنابراين،جاى دارد همهى ما در حفظ حريم مقدس قرآن،همسو با خود آيات وحى،كه از هر جهت سلامت اين كتاب را تضمين كرده است،از تعلق خاطر و تعصبات ناروا به غير قرآن دست شسته،كتاب خدا را مورد بىمهرى قرار ندهيم.
47.ديدگاه اماميه دربارهى احاديث تحريف نما در منابع اهل سنت چيست؟
دانشمندان اماميه،بدون آن كه ترديد كنند،اين سنخ از روايات در منابع اهل سنت را باطل مىشمرند،مگر آن كه تأويلى درست براى آنها بيابند.
ما در اينجا،بنا به اقتضاى حجم بحث،تنها به ذكر ديدگاه چند تن از قدماى اماميه از جمله:فضل بن شاذان(م.206 ق.)،سيد مرتضى علىّ بن حسين علم الهدى (م.436 ق.)،شيخ ابو على فضل بن حسن طبرسى(م.538 ق.)،رضى الدين علىّ بن طاووس حلى(م.664 ق.)و حسن بن يوسف بن مطهر(علامه حلى م.726 ه.ق)و چند نفر از متأخران،مانند:شيخ محمد جواد بلاغى نجفى(م.1352 ق.)،سيد محمد حسين طباطبايى(علامه طباطبائى،م.1402 ق.)،آية اللّه سيد ابو القاسم خوئى(م.1413 ق.)، آية اللّه سيد مرتضى عسكرى و استاد محمد هادى معرفت،اكتفا خواهيم كرد.