395صدقات ديگر عبارت است از اعواف كه از آن خناقۀ يهودى بود از بنى قريظه و در جوار آن شطبه است كه ملك ابن عتبه بود.
ميثب و برقه از آن زبير بن باطا بودند.درختان اين دو را سلمان غرس كرده بود.اينها هم از غنايم اموال بنى قريظه بودند.معلوم مىشود كه در كنار هم بودهاند.
صافيه در صورين است.در زمان سمهودى معروف بوده است.سمهودى به روايت زين المراغى مىافزايد كه آنها در شرق مدينه در بيشۀ بنى زهره بودهاند.
سمهودى گويد:صافيه و برقه و دلال و ميثب همه مجاور بودهاند در صورين،پشت قصر مروان بن حكم كه از مهزور سيراب مىشدهاند.
دلال بيشهاى است معروف در سمت قبلهاى صافيه و پايينتر از آن قورى است.
در نزديكى صدقات پيامبر-ص-و صورين قصر مروان بن حكم است.پايين دست قصر مروان بن حكم در پهلوى نقال و بقيع قصر بنى يوسف است.پيامبر-ص-در آن هنگام كه به نبرد بنى قريظه مىرفت،پيش از آن كه به منازل بنى قريظه رسد با جمعى از اصحاب بر آن قصر گذشت.در صورين منزل نافع مولاى عمر بود. 1
بقيع
بقيع را در زمانى كه هجرت واقع شد،بقيع الغرقد مىگفتند؛زيرا در آنجا غرقد فراوان مىروييد.(غرقد،گونهاى از نباتات خاردار است كه برگش را بجوشانند و به آن خضاب كنند).
و جز آن،نباتات ديگرى در آنجا روييده بود؛از جمله گز.كثرت مگسان در آنجا به گونهاى بود كه از دور چون دود به نظر مىآمد.در همان سالهاى اول هجرت رسول خدا-ص- آنجا را قبرستان كرد و از آن پس قبرستان اهل مدينه شد.بعد از آن كه ابراهيم فرزند رسول خدا-ص-در آنجا به خاك سپرده شد،مردم مردگان خود را در آنجا دفن كردند و هر قبيله قبور خود را در ناحيهاى قرار دادند.تا بهتر بتوانند مقابر خود را بشناسند.
بقيع در جانب شرقى مسجد است.ياقوت گويد داخل در مدينه است ولى ابن حوقل و ابن جبير مىگويند بيرون باروى مدينه است.