280صدقات به ميان قبيلۀ كلب فرستاد.عمرو بن عداء كلبى گفت: 1
سعى عقالا فلم يترك لنا سبدا
فكيف لو قد سعى عمرو عقالين؟
لاصبح الحىّ او بادا و لم يجدوا
عند التفرّق فى الهيجا جمالين
سيف بن عمر گويد كه ابو بكر مىگفت:اگر حتى يك عقال را نپردازند با آنان جهاد خواهم كرد تا آن را بستانم.و دادن عقال صدقه با صدقه بر صدقه دهندگان واجب بود. 2از اين عبارت معلوم مىشود كه عقال صدقه چيزى است غير صدقه كه بر آن افزوده شود و مقدار آن اندك است به گونهاى كه ابوبكر از آن به عنوان حداقل ياد كرده است كه اگر حتى آن مقدار اندك را ندهند براى گرفتن آن جهاد مىكند.
يعقوبى گويد:ابو بكر براى گرفتن زكات از منع كنندگان آن قتال كرد و گفت:اگر حتى عقالى را ندهند با آنها مىجنگم. 3
واقدى گويد كه عمر صدقه را در عام الرّماده به تعويق انداخت و چون خداوند آن قحط و خشكسال را رفع كرد عاملان بفرستاد و گفت:كه بروند و دو عقال بستانند.و فرمان داد كه يك عقال را به ميان خود آنها تقسيم كنند و يك عقال را به مدينه آورند. 4
سيف بن عمر گويد كه خرّيت بن راشد چون بعد از صفّين بر ضد على شورش كرد.قوم او در سالى كه جنگ صفين در آن واقع شد زكات ندادند و در سال بعد نيز از پرداخت آن سرباز زدند پس بر آنها دو عقال بود. 5
ابن منظور گويد:عقال زكات يك ساله است از شتر و گوسفند و براى اثبات سخن خود شعر عمرو بن عداء كلبى را كه پيش از اين آورديم مثال آورده است.
كسائى گويد:عقال صدقه يك سال است.مىگويند عقال امسال از آنها وصول شده.
بعضى گويند مراد ابو بكر از عقال ريسمانى است كه شتر را به آن بندند.و چون حيوان را به عنوان فريضه زكات بستانند ريسمان آن را نيز بستانند.و بعضى گويند مراد او مبلغى اندك بوده است كه يك عقال پاى بند شتر مىارزد.