281بعضى گويند كه چون عين اشتران زكات را بستانند گويند زكات را عقالا گرفتهاند و اگر بهاى آن را بستانند گويند نقدا گرفتهاند.و نيز گفتهاند كه چون مىگويند فلان براى گرفتن عقال به ميان فلان قبيله فرستاده شد،مراد گرفتن زكات است.ابو عبيده اين تعبير را پسنديده و گفته است كه اين قول اشبه به صحت است.خطّابى گويد:عقال را غالبا براى بيان حداقل مىآورند نه بيشتر.واژه عقال واژهاى نيست كه بر زبانشان جارى باشد و به معناى زكات يك سال باشد.در اكثر روايات به جاى عقالا عناقا( بره يا بزغالۀ ماده)آمده است و در روايتى ديگر جديا(بزغاله)آنچه در احاديث آمده به هر دو قول دلالت دارد.
مثلا از عمر روايت شده كه او با هر ستورى عقالى و روائى مىگرفت.(عقال ريسمانى است كه ستور را بدان بندند و رواء ريسمانى است كه با آن بار را بر پشت ستور استوار كنند.م.) و چون آن ستور به مدينه مىرسيد آن ريسمانها را مىفروختند و جزء زكات به مصرف مىرسانيدند و نيز محمد بن مسلمه روايت كرده كه در عهد رسول-ص-عامل صدقات بود.
دستور داده شد كه چون دو ستور به عنوان فريضۀ زكات مىآورد بايد دو عقال و دو مهار هم با آنها باشد.
ديگر آن كه عمر گرفتن صدقه در عام الرّماده را به تأخير انداخت.چون مردم به تن و توش آمدند عامل خود را فرستاد و گفت:از آنها دو عقال بستان.آنگاه يك عقال را ميان خودشان تقسيم كن و يكى را نزد من بياور.مرادش صدقه دو ساله بود.و بر بنى فلان دو عقال است يعنى صدقه دو ساله.و عقل المصدق(كارگزار صدقه)آن را اخذ كرد.
و مكروه است فروش صدقه تا كارگزار آن را قبض كند و مىگويند:«لا تشتر الصدقة حتى يعقلها المصدق».يعنى آن را عامل زكات قبض كند.عقال به معنى اشتر جوان هم هست.
از اين عبارات برمىآيد:
1-واژۀ عقال از زمان ابو بكر استعمال شده.
2-عقال مربوط به سنوات است.در هر سال عقالى است؛يعنى يك گردآورى صدقه.
3-به جاى صدقه به كار مىرود مانند اسم علم.به سبب كثرت استعمال آن در دوره هاى نخستين.
4-عقال به ستوران اطلاق مىشود نه به نقود.