261رؤساى قبايل را به رسميت مىشناسد و بايد كه آنان بر طبق سنتهاى بدوى بر افراد قبيله رياست داشته باشند.بيشتر اين دو دسته كه برشمرديم از قبايل يمن هستند.
دستۀ سوم نامههايى است كه به عشاير نوشته شده،بدون اين كه به افراد اشاره شود.
بيشتر عشاير اين دسته از مردم طى و حجازند و نيز نمىدانيم كه رسول-ص-نخواستهاند نام كسى را بياورند؛يعنى رؤسا در خور ذكر نبودهاند يا آن كه هنوز اسلام را تأييد نكرده بودهاند.در هر حال از چگونگى ادارۀ اين دسته از عشاير آگاهى نداريم.
از ميان نامههاى رسول خدا-ص-بيست و هفت نامه در تعهد و امان است.در اين نامهها از آن حضرت گاه به محمد و گاه به رسول و گاه به رسول اللّه ياد شده است امان نامهها سيزده نامه است كه پنج نامه به عشاير حجاز نوشته شده و آنها كه در تعهد و ذمّهاند به چهارده نامه مىرسند كه اغلب به مردم و عشاير يمن فرستاده شدهاند.
«امن»در قرآن كريم در نوزده آيه به صيغۀ فعل آمده و در سه آيه به صورت مصدر و همه به معنى اعتماد و اطمينان و ضد خوف هستند.اما كلمۀ ذمه در سه آيۀ به هم پيوسته آمده است و در آنها موقعيت مشركين را در برابر مسلمانان نشان مىدهد.
خداى تعالى فرمايد:
«چگونه مشركان را با خدا و پيامبر او پيمانى باشد؟مگر آنهايى كه نزد مسجد الحرام با ايشان پيمان بستيد.اگر بر سر پيمانشان ايستادند بر سر پيمانتان بايستيد.خدا پرهيزگاران را دوست دارد.
چگونه پيمانى باشد كه اگر بر شما پيروز شوند،به هيچ عهد و سوگند و خويشاوندى وفا نكنند؟به زبان خشنودتان مىسازند و در دل سر مىپيچند و بيشتر عصيانگرانند.عهد و سوگند و خويشاوندى هيچ مؤمنى را رعايت نمىكنند و مردمى تجاوزكارند»(توبه:12-7)
مىتوان گفت كه مراد از امان و ذمّه و جوار،معاهدات دوستانهاى است كه با قبايل در باب عدم تجاوز بسته شده است و شايد ذمه نوعى معاهده باشد كه اسلام تعهد مىكند كه طرف ديگر معاهده را از تعدى و تجاوز قبايل ديگر در پناه گيرد.
اما شروط معاهده به چند گونه است،در بعضى از آنها مىخواهد از خدا و پيامبرش اطاعت كنند يا اسلام بياورند و از خدا و پيامبرش اطاعت كنند يا اسلام بياورند و نماز بگزارند و زكات بدهند،يا اقامه نماز كنند و زكات بدهند.يا نماز بگزارند و زكات بدهند و از مشركان