2554-ابن زباله از عباس بن سهل از پدرش روايت مىكند كه پيامبر به محلۀ بنى ساعده آمد و گفت براى كارى نزد شما آمدهام.آمدهام كه قبرستان مردگان خود را به من دهيد تا در آنجا بازارى تأسيس كنم.بعضى قبول كردند و بعضى ديگر گفتند كه قبرستان ما چون حرم زنان است و قبول نكردند.ولى بعدا نزد او آمدند و قبرستان را به او دادند و او آنجا را بازار كرد.
5-سوق الرسول بعدا توسعه پيدا كرد و به آن قبرستان منحصر نماند.
6-ابن شبه و ابن زباله از محمد بن عبد اللّه بن حسن روايت كنند كه رسول خدا-ص- بازارهاى مسلمانان را بر آنان تصدق كرد ابن شبّه از ابن اسيد روايت كند كه پيامبر-ص- گفت:اين بازار شماست نه از آن كاسته شود و نه بر آن خراج بندند.
ابن زباله گويد كه عمر بن عبد العزيز به مردم مدينه نوشت بازار صدقه است و نبايد كسى از آن كرايه بگيرد.
سمهودى چند روايت نقل مىكند در باب اين كه رسول اللّه-ص-كسانى را كه خواستهاند براى خود در بازار مدينه جايى را احتكار كنند،منع كرده است.
7-ابن زباله روايت مىكند كه معاويه دو خانه در بازار مدينه بنا نمود؛يكى را دار القطران ناميد و ديگر را دار النقصان و بر آنها خراج مقرر كرد.
8-هشام بن عبد الملك به اشارت دايى خود ابراهيم بن هشام بن اسماعيل والى مدينه در بازار خانۀ بزرگى ساخت،به گونهاى كه جلو چند خانه و كوچه را در بازار سد كرد.و براى آن درههايى كه در شام و بيشتر در بلقاء ساخته شده بود بياورد.طبقۀ پايين دكانها بود و طبقۀ بالا خانههايى بود كه براى سكونت كرايه مىداد.بازرگانان در آن خانه زندگى مىكردند و كرايه مىپرداختند.چون خبر مرگ هشام به مردم مدينه رسيد هجوم آوردند و آن را خراب كردند و درها و چوبها و تيرهايش را به غارت بردند.سه روز نگذشته بود كه در آنجا زمينى بيش نبود.
معلوم مىشود كه بازار مدينه از ماليات آزاد بود تا مهدى عباسى به خلافت رسيد و بر آن خراج بست. 1