249زيرا حجاز با امويان بر سر جنگ بود.اما در باقى ايام خلافت امويان،وضع دگرگون شد.از آن پس كه حجاج بن يوسف به شورش عبد الله بن زبير پايان داد و خود به امارت ناحيۀ شرقى منصوب گرديد،پنج تن از خاندان اموى و دو تن از خاندان خلافت بر مدينه حكومت كردند.
آن دو وابستگان نزديك خليفه بودند.يكى هشام بن اسماعيل المخزومى دايى خليفه بود و ديگرى محمد بن هشام پسر دايى او بود.دو تن نيز از انصار بودند؛يكى ابو بكر بن عمرو بن حزم و ديگرى پسر او بود.و چهار تن از مضريان بودند؛عثمان بن حيّان مرّى و عبد الرحمان بن ضحاك و عبد الواحد نصرى و خالد بن عبد الملك بن حرث.ما در اين شمار،آن عده را كه مروان بن محمد معين كرده بود نياورديم.دو تن از آنها از خاندان اموى بودند و سه تن از عشيرههاى مختلف؛چون عبد الملك بن محمد بن عطيه و وليد بن عروه و يوسف بن عروة بن محمد بن عطيه.
اما مكه،از همان زمان پيامبر خدا-ص-واليانى بر آن گمارده مىشد؛يكى از آنها عتّاب بن اسيد اموى بود و تا زمان عمر بن خطاب كه وفات كرد در مقام خود ثابت بود.
حكامى كه در زمان خلفا بر مكه گمارده مىشدند،بيشتر به عشاير مكه انتساب داشتند،چون عبد شمس و تيم و خزاعه و مخزوم.تا آنگاه كه امير المؤمنين على،ابو فضالۀ انصارى را معين كرد و بعد از او قثم بن عباس را.
حكامى كه معاويه بر مكّه گماشت،همه از خاندان اموى بودند اما يزيد شمارى از عشاير مختلف را به حكومت برگماشت.و عبد الملك و خلفاى بعد از او،واليان را از خاندانهاى مختلف برمىگزيدند و همه از كسانى بودند كه پيش از حكومت مكه در ديگر جايها حكومت كرده بودند؛مثلا خالد قسّرى قبلا فرمانرواى عراق بود.حكومت مكه از مدينه جدا بود و هيچگاه اين دو شهر يك فرماندار نداشتهاند،اما طائف در زمان پيامبر-ص-عثمان بن ابو العاص بر آنجا حكومت يافت و تا زمان خلافت عمر در آنجا بود سپس برادرش حكم جانشين او شد.آنگاه نوبت به سفيان بن عبد الله و قاسم بن ربيعه رسيد كه هر دو از ثقيف بودند،سپس خليفه قثم بن عباس را حكومت داد و در عصر اموى از ولات طائف نام كسى غير از عنبسه نيامده است. 1