244واضح است اين حدود كه برشمرديم،همه در زمانهاى متأخر است اما در روزگاران نخستين،منابع فقط به برخى از مخاليف اشارت كردهاند؛از آن جمله است:
1-فرمانروايى عكّ بر عهدۀ والى مكه بود و ما به منابعى كه اين معنى را تأييد كردهاند اشارت كرديم.
2-طائف در نزد خلفا از اهميتى خاص برخوردار بوده و حتما خليفه مردى از خاصان خود را به آنجا امارت مىداده است.
3-در كتاب«المناسك»از محمد بن عبد الحميد عثمانى آمده است كه عسفان از اعمال مدينه است سپس به صاحب مكه واگذار شد. 1عرّام گويد عسفان داراى منبرى است 2و خيف النّعم نيز منبرى دارد ولى زير نظر والى عسفان است. 3
فاسى عبارات ابن خردادبه و فاكهى را آورده و آن را مورد نقد قرار داده و افزوده است: 4
چنين نيست كه آنچه فاكهى و ابن خردادبه از مخاليف مكه ذكر كردهاند،امروز هم از اعمال مكه به شمار رود.زيرا بسيارى از آنها امروز تحت فرمان امير مكه نيست.دورترين مكان از مكه كه تحت فرمان امير مكه است حسبه است و آن بلدهاى است به طرف يمن از راه تهامه.ميان آن و قنونا دو روز راه و تا حلى نيز دو روز راه فاصله است.وادى طائف و وادى ليّه داخل در ولايت قاضى مكه هستند و قاضى را در آن دو موضع نوابى است.دورترين جاى از مكه در سمت مدينه،كه تحت نظر امير مكه است،وادى الهدة؛يعنى هدۀ بنى جابر است كه در يك مرحلهاى مرّ الظّهران است.
واليان مكه امروز هر چه را در بين جدّه و رابغ در دريا غرق شود خود مىگيرند و پندارند كه اين منطقه جزو اعمال آنهاست و جدّه بر حسب تاريخ خود از اعمال مكه است و آن در دو مرحلهاى مكه واقع شده است. 5
در كتب به بعضى از شهرهاى حجاز كه داراى حدود معين و ثابت هستند،اشارت رفته است.حد آنها نشانههايى است كه دولت نصب كرده و در كتب به اين نشانهها اشارت شده