245است.اسدى گويد:شجره كه مردم مدينه آنجا احرام مىبندند،در پنج ميل و نيمى است.بر ميلى كه بعد از آن است نزديك علمين نوشته شده:«شش ميل از بريد».معلوم مىشود كه نشانهها غير از بريدها هستند.
سمهودى گويد:آغاز بيابان در آخر ذو الحليفه است و در آنجا دو نشانه هست براى فرق دادن ميان آنها.
از اين رو اسدى در تعداد نشانههاى راه گويد:به هنگام خروج از مدينه دو نشانه است و در مدخل ذو الحليفه هم دو نشانه و نيز در مكان بيرون شدن از ذو الحليفه هم دو نشانه است.
و در جاى ديگر گويد:بيداء بالاتر از نشانۀ ذو الحليفه است،هرگاه از وادى به طرف بالا روى و در اول بيداء چاهى است. 1
و نيز گويد:در مكان بيرون شدن از ذو الحليفه دو نشانۀ ديگر است و بيداء بالاى دو نشانۀ ذو الحليفه است به قدر يك پرتاب تير از مسجد آن.نشانههاى مذكور،موجود هستند. 2
از اين عبارت معلوم مىشود كه ذو الحليفه را در مكان دخول،نشانهاى است و در مكان خروج نيز نشانهاى و اين نشانهها غير از نشانههاى مدينه است.
ذكر نشانههاى ديگر اماكن نيز آمده است.اسدى گويد:در مدخل روحاء دو نشانه است و در مكان خروج از آن هم دو نشانه.همچنين جحفه در آخر آن نزد دو نشانه،مسجد پيامبر-ص-است كه آن را مسجد ائمه گويند.
و گويد به نشانۀ به نيمه رسيدن راه مكه و مدينه،يك ميل در پايين گردنۀ هرشى نصب شده است.
همچنين گويد:در پاى گردنه،مسجد پيامبر-ص-است،حد ميلى كه بر آن نوشتهاند «هفت ميل بريد».از اين عبارت هم برمىآيد كه نشانهها غير از بريدها هستند. 3
وجود اشاراتى كه حدود شهرها و بلاد را معين كند از قديم در خاورميانه امرى مألوف بوده است.معروف است كه در مدخل شهر حيره غريّين بودهاند و در مدخل نينوا تنديسهايى.
اين نشانهها گاه تنديسهايى هستند و گاه سنگهايى كه در قديم جنبۀ تقدس داشتهاند سپس به