139( دو ماجل)مىريخت و از آن دو،آنكه در معلاة بود از آن رشيد بود و از آنجا در بركهاى كه در مسجد الحرام بود ريخته مىشد.
اكنون به سدى كه نزديك طائف است مىپردازيم:گويند در زمان خلافت معاوية بن ابى سفيان ساخته شده،در فاصلۀ هشت ميلى مشرق طائف.از گرانيت است.طول قسمت باقيماندۀ آن امروز هشتاد و پنج متر است و ارتفاع آن 9/5 تا 10/25 متر.توبنشل در كتابى كه دربارۀ مملكت عربى سعودى نوشته آن را وصف كرده،همچنين خانم دكتر سعاد ماهر در بحث از آثار حجاز آن را شناسانده است. 1
مدينه؛واديها( خشكرودها)و سدهاى آن:
وضع مدينه از مكه متفاوت است؛زيرا مدينه در زمينى گسترده و پهناور واقع شده.
گرداگردش كوههايى است پست و جدا افتاده و ناپيوسته.در بخش جنوبى آن چند وادى است؛ از مهمترين آنهاست وادى عقيق و بطحان و مهزور و مذينيب و رانونا.در اين واديها آن قدر آب جارى است كه براى زراعت كفايت كند.مخصوصا نخلستانها،وجو و بعضى سبزيها.در بعضى از اوقات آب زياد مىشود و اراضى اطراف را فرامىگيرد.براى آن كه گرفتار چنين حالتى نشوند از واديها كانالهايى كندهاند تا زمينهاى دور دست را آبيارى كنند.
بيش از همه خطر سيل در وادى مهزور است.چون آب در اين وادى طغيان كند،مردم شهر بيمناك شوند.از اين رو آب را به جانب چاهى به نام مرانيه منحرف مىكنند.
در زمان خلافت عثمان سيل عظيمى آمد و مردم ترسيدند كه مبادا غرق شوند.عثمان سيلبندى را در نزديكى چاه مدرى بنا كرد و سيل را از مسجد و از مدينه منحرف نمود. 2
عثمان بن عفان از وادى عقيق خليجى جدا كرد موسوم به خليج بنات نائله تا زمينهايى را كه دخترانش مالك شده بودند آبيارى كند.مادر اين دختران،نائله زن عثمان بود.
مجد گويد كه اين خليج در نزد جرف بود.از ديگر اموال او چاه جشم و چاه جمل بود كه سه هزار تن از اسيران عجم در آنجاها كار مىكردند. 3