135است.بعضى گويند:از كارهاى عبد الملك است و بعضى گويند:نه،كار معاوية بن ابى سفيان است و اين در نزد ما به صواب نزديكتر است. 1
بلاذرى از سيلبند عمر بن خطاب و عبد الملك بن مروان ياد كرده و گفته است كه سيل به مكه درآمد و از سمت بالاى شهر وارد مسجد شد.عمر دو سيلبند بساخت.يكى سيلبند بالا،بين خانۀ عبد الله بن حارث و خانۀ ابان بن عثمان بن عفّان و ديگرى سيلبند پايين در نزد حمارين و آن همان است كه به سيلبند ابو اسيد معروف شده.ملاحظه شد كه بلاذرى بناى هر دو سيلبند را به عمر نسبت مىدهد و ازرقى يكى را. 2
اما سيلبند عبد الملك،بلاذرى از حدوث سيل عظيمى در سال 80 ه.ق.ياد مىكند.
به دنبال آن عبد الملك به عامل خود در مكه نوشت كه جلو كوچههايى را كه از آنجا سيل به خانۀ مردم مىرود و نيز جلو مسجد را سد كند.او نيز چنين كرد.عبد الملك مردى نصرانى براى انجام دادن اين كار فرستاد.او سنگها و مصالح ديگر آورد،سيلبندى را كه به سيلبند بنى قراد يا بنى جمح معروف است بنا كرد و نيز سيلبندى در پايين شهر مكه ساخت. 3
ازرقى گويد كه در زمان مأمون سيل عظيمى آمد و مردم بسيارى را با خود ببرد و خانههاى بسيارى را ويران نمود.اين خانهها بيشتر مشرف بر وادى بودند.او براى رفع خطر و ساختن سيلبند،مال عظيمى فرستاد تا سيلبند مسجد الحرام را بساخت و در وادى مكه راه سيل را بگشود.تا سال 237 كه مادر متوكل على الله دوازده هزار دينار براى كندن و توسعۀ وادى مكه فرستاد.ولى در كتابها از ماهيت كارى كه در زمان مأمون و متوكل در باب باز كردن و كندن وادى مكه صورت گرفت،به تفصيل نيامده است.
چشمهها
يكى از مشهورترين آبشخورهاى مكه چشمۀ زبيده است.ازرقى گويد كه آن در اصل چشمههايى بود بيرون حرم و در خارج مكه،از آن جمله چشمۀ مشاش بود.زبيده براى آن بركهاى حفر كرد كه سيلابهايى كه به مكه جارى مىشدند در آن بركه جمع مىشدند.سپس