134اما در باب مكه،ازرقى كه از قديمىترين نويسندگان تاريخ مكه است،معلومات و آگاهىهاى مفصلى از سيلهاى مكه در عصر جاهليت به ما داده است.و نيز فصلى جامع دارد از سيلهاى مكه در عهد اسلامى تا زمان مؤلف.ناشر كتاب نيز فصلى در افزوده و از سيلهايى كه مكه را بعد از زمان ازرقى تهديد كرده سخن گفته است.ازرقى از اقداماتى كه خلفا براى حفظ مكه از آسيب سيلها به كار بردهاند،مطالبى در كتاب خود آورده است.
سيلها و سيلبندها(سدها)
ازرقى گويد:در سال 17 ه.ق.سيل عظيمى به مكه روى نهاد و مسجد الحرام و بناهاى اطراف آن را در خود غرق ساخت.عمر بن خطاب در آن سال سيلبندى كه به نام «ردم عمر»معروف شده برآورد.اين سيلبند از نزد خانۀ جحش بن رئاب-كه آن را خانۀ ابان بن عثمان گويند-تا خانۀ عثمان بود.ازرقى گويد:عمر فرمان داد آن را با صخرههاى عظيم كه بر هم نهادند،بسازند.از نياى خود شنيدم كه مىگفت:از آن زمان كه عمر آن سيلبند را ساخت،مكه دستخوش سيل نشد،حال آن كه از آن پس سيلهاى گران مىآمد.
در سال 80 ه.ق.در موقع حج،سيلى عظيم آمد.روز ترويه بود.مردم و متاعشان را با خود برد و بر گرد كعبه حلقه زد.اين سيل به ناگهان آشكار شد و خانه و راهها را ويران ساخت و جمع كثيرى در زير آوار ماندند.مردم در كوهها پناه گرفتند.عبد الملك به عامل خود در مكه نوشت و مالى فرستاد كه بر سر كوچهها سيلبند نهد تا خانههاى مردم از سيل در امان ماند و مردى نصرانى را بفرستاد تا سيلبند مسجد الحرام را بنا كند.
از جملۀ اين سيلبندها،سيلبند حزاميه است در خط حزاميه.و سيلبندى است كه آن را سيلبند بنى جمح گويند ولى از آن آنان نيست بلكه از آن بنى قراد از فهريان است ولى به ردم بنى جمح اشتهار دارد.عبد الملك عامل خود را فرمان داد تا سنگهاى بزرگ با گردونهها كشيدند و بر اطراف ربض نهادند و به نيروى مالى كه فرستاد سيلبند استوارى بنا نمود.برخى از ابزار آن هنوز هم باقى است،از خانۀ ابان بن عثمان،كه سيلبند عمر است،تا خانۀ ابن الجدار آن سنگها كه در آن خانهها هست از بقاياى آن سيلبند است.
اما سيلبند سراى اويس،كه در پايين مكه در نحر الوادى است،در مورد آن اختلاف