124ذره قريهاى است به نام جبله در غرب آن و ستار قريهاى است متصل به جبله و وادى آن لحف خوانده شود و در آن چشمههايى است.در مشرق ذره قريهاى است به نام قصر و قريهاى به نام شرع.هر يك از اين قريهها را مزارع و نخلستانهاست كه از چشمههايى در درون وادى رخيم سيراب مىشوند.از ديگر واديها حاضره است و در آنجا قبر عبد العزيز بن محمد بن عبد العزيز بن عمر بن عبد الرحمان بن عوف است.آنجا را چشمهاى است.بلى بر حاضره مىريزد و در آنجا نخلستانى است از آن محمد بن ابراهيم اللهبى.تبرز نيز در كنار حاضره است و در آنجا چشمههاى كوچكى است از جمله چشمهاى است از آن عبد الله بن محمد بن عمران طلحى كه آن را اذنبه گويند و آن از بارورترين اموال اوست.ضليل از آن مبارك ترك است و چشمههايى در آنجاست كه از سر كوه آشكار مىشوند. 1
از اماكنى كه در آن چشمهها است يكى سقيا است،سمهودى از اسدى روايت مىكند كه در سقيا مسجدى است از آن رسول خدا-ص-،در نزديكى كوه و در آن حوالى چشمهاى است شيرين و گوارا.سپس گويد كه در سقيا بيش از ده چشمه است و بعضى از اين چشمهها در آبگيرهايى مىريزند.و گويد كه در آنجا چشمهاى است پر آب و درختان بسيار،آن چشمه يك بار آبش قطع شد و در سال 243 بار ديگر جريان يافت و در فاصلۀ يك ميلى از منزل موضعى است در آن نخل و كشتزار و صدقاتى است از حسن بن زيد.در آنجا چاههايى است كه از سى چاه آن براى زراعت آب برمىكشند.جز اينها در ايام متوكل هم پنجاه چاه حفر كردند آب همه شيرين و ارتفاع آب يك قامت يا كمتر و يا بيشتر. 2
اسدى به هنگامى كه از اماكن ميان ودّان و سقيا سخن مىگويد،گويد كه در وسط راه ميان آن دو،چشمۀ قشيرى است.چشمهاى است با آب فراوان.و در وسط ابواء مسجدى است از آن رسول خدا-ص-و در آنجا چشمهها و بركههايى است؛از آن جمله بركهاى است در نزديكى قصر،از آن چشمه آب بسيار مىتراود،بر سر آن هفت آبشخور است و يك بركۀ قديمى.
اسدى گويد:در سه ميلى سقيا چشمهاى است به نام تعهن.و گويد:چشمهاى است ويران.عياض گويد تعهن نام چشمهاى است كه آن موضع را به نام آن چشمه ناميدهاند.تعهن