125در سه ميلى سقيا است. 1
از جايهايى كه در آنها چشمهها فراوان است يكى فرع است.در آنجا منبر است و نخلستانها و آبهاى بسيار.فرع قريهاى است پرنعمت و سرسبز.زيباترين چشمههايش دو چشمه است كه آب فراوان دارند.نام يكى ربض است و ديگرى نجف.با آب آن دو بيست هزار نخل را آبيارى كنند.
عرّام گويد:در طرف راست راه،رو به روى قدس اسود كوهى است بس بلند به نام آره و كوه ديگرى است كه از اطراف آن چشمههاى آب جارى است و بر هر چشمهاى قريهاى است؛از آن جمله قريۀ آباد و بزرگ فرع است.اين قريه از آن قريش و انصار و مزينه است.و نيز از آن جمله است امّ العيال.اين قريه از صدقات فاطمه-ع-دخت پيامبر-ص-است و نيز قريهاى است به نام مضيق و قريهاى به نام محضه و نيز قريۀ وبره و قريهاى موسوم به خضره و قريهاى كه آن را غفوه گويند و آره را از همه طرف احاطه كرده و در هر قريه نخلها و مزارع است.در سه منزلى سقيا است و در جانب چپ آن از چشمههاى فرع امّ العيال است. 2
چشمههايى نيز نزديك سوارقيه يافته شود.عرّام پس از سخن از وادى عريفطان گويد در محاذى آن مكانى است به نام سوده از آن بنى خفاف از بنى سليم.آبشان از صعبيه است.و آن چند چاه است.در آنجا چشمهاى است به نام عين النازيه.اين چشمه ميان بنى خفاف و انصار مورد نزاع است و خلقى بدين سبب به قتل آمدهاند.سلطان بلد بارها خواسته كه به بهايى گران آن را بخرد ولى از فروش ابا كردهاند. 3
رحضيّه،در محاذى آن قريهاى يا زمينى است به نام حجر.در آنجا چشمهها و چاههايى است از آن بنى سليم.
از ديگر جايها كه در كتب نام آنها آمده و در آنجا چشمهسارهايى است؛عبارتند از:
بدر،در آنجا دو چشمه است.
يليل،در آنجا چشمۀ بحير است.
صفراء.