101آن عثمانيان. 1
اما غيقه،ابن سكّيت گويد كه آن مكانى است بر ساحل دريا،بالاى عذيبه.و نيز گويد خردك آبى است و چند نخل به سمت كوه جهينة الاشعر.ياقوت گويد:غيقه مكانى است در ساحل دريا.
از واديهايى كه به غيقه پيوندد؛يكى وادى اراك است و آن واديى است پايين دست ثاقل و نيز طموى كه كوهى است كه سيلابهايش به غيقه ريزد.
فراقد از غيقه بيرون آيد و به سوى وادى صفراء روان است. 2
بعال نيز كه سرزمينى است از بنى غفار در نزديكى عسفان.و ذو ظبيه موضعى است ميان ينبع و غيقه. 3و ودعان واديى است نزديك ينبع.در آنجا آبى است از آن عثمانيان.
مريخ،قلهاى است سياه نزديك ينبع ميان برك و ودعان.اصمعى گويد:مريخه و ممها دو آب هستند به نام شعبان در نزديكى مردمه. 4
ميان ينبع و ساحل قاعس و مناخ و منزل كه همان قب باشد،خايعان واقع شده و آن دو شعبهاند كه يكى از غيقه آيد و يكى از وادى صّفراء. 5
عذيبه و جار
در جنوب ينبع عذيبه واقع شده و آن قريهاى است و آبى است.در جنوب عذيبه شنوكه است،در شانزده ميلى جار.شنوكه حد وسط فاصله عذيبه و جار است.بارزترين مكان در جنوب ينبع جار است.عرّام در وصف آن گفته است:جار شهرى است بر ساحل درياى قلزم.
بارگاهى است كه كشتيها از مصر و حبشه و عدن و چين و بحرين و بلاد هند به آنجا لنگر اندازند.داراى منبر است.جايى است آبادان.شرب مردمش از بحيره است و آن چشمۀ يليل است.در جار كاخهاى بسيار است.نيمى از آن جزيرهاى است در دريا و نيم ديگرش در ساحل