72در اينجا مناسب است برخى از رفتارها و صحبتهاى ناشايست عربهاى باديهنشين را در هنگام طواف،بازگو نمايم.احرام اعراب عبارت است از بيرون گذاشتن بازوها و عريان نمودن سر و پوشاندن باقيماندۀ اندامهاى بدن.اينان داراى گيسوان افشان و بلندى هستند كه معمولا به صورت درهم ريخته و غير منظم از اطراف سر آنان آويخته مىباشد كه گاه عدهاى موى خود را همانند زنان مىبافند.اما زنان اين اعراب،سر تا پا پوشيده بوده بگونهاى كه هيچ نقطهاى از بدن آنها ديده نمىشود.مرد هنگام طواف با صداى بلند مىگويد:«اى صاحب خانه،ببين و شاهد باش كه من آمدم،نگويى كه نيامدى، گناهان من و والدين مرا ببخش،و اگر هم نخواهى ببخشى،چون مىبينى كه حجّ به جا آوردهام مجبورى ببخشى!»اين جملات را با صدايى بلند و آزاردهنده ادا مىكنند.اين گروه همواره دست همسر،يا خواهر و يا مادر خود را گرفته و با شتاب طواف مىكنند.
هنگامى كه به حجر الأسود مىرسند،او را بلند كرده و سرش را داخل حجر الأسود قرار داده،صدا مىزنند:«حج كن زن،حج كن»در اين حال زن با دستان خود حجر الأسود را لمس نموده و به صورت و گيسوان خود مىكشد.بوسيدن حجر الأسود،نزد اين گروه لازم و واجب بوده و اين عمل را به قيمت جان هم كه شده انجام مىدهند.در كنار حجر الأسود بر اثر ازدحام اين افراد و فشار آنان،علاوه بر وارد آمدن آسيب به كنارههاى حجر الأسود كه بعدها ترميم شد،تعدادى از حجاج نيز گاه زخمى شده كه يك بار،يك نفر بر اثر شدت فشار،جان خود را از دست داد.در حال طواف،جملات زير را از دو زن عرب باديهنشين خطاب به كعبه شنيدم:يكى از آن دو زن رو به سوى كعبه كرده و با صدايى بلند مىگفت:اى شب خانم(چون كعبه داراى پرده سياهى است از او تعبير به شب كرد)اگر در منطقۀ ما باران آيد و موجب خير و گشايش زندگى ما گردد،برايت ظرف كوچكى از روغن خواهم آورد تا با آن گيسوانت را روغن مالى!اينان تصور مىكنند كه كعبه زن بوده و سر خود را با آن چرب مىنمايد.در اين حال زن ديگرى بدو گفت:واقعا برايش مىآورى؟در جواب گفت:ساكت باش،من به او دروغ مىگويم،اگر باران آمد، برايش نمىآورم!
ملاحظه مىكنيد،كه چگونه اين اعراب به دور از ادب،با خداى خود صحبت