566دريا آرام بود ليكن در نيمه شب كمى طوفانى شد.ليكن هنگامى كه كشتى پهلو گرفت، پزشكى از قرنطينه به درون كشتى آمد و پس از معاينۀ حجاج دستور داد كه كليه حاجيان به قرنطينه منتقل شوند تا اثاث آنان ضد عفونى گردد،ليكن تنها اثاث خدمتكاران-و نه كارمندان-بخور داده شد و ضدّ عفونى گرديد.
همگى به وسيلۀ قطار راه آهن به قرنطينه حركت كرديم و سه روز در آنجا اقامت كرديم.در شب آخر به وسيلۀ مسؤول قرنطينه،مجلس جشنى برقرار شد كه در آن تمامى كارمندان محمل و فرزند سلطان مكله به نيابت از پدر خود،به همراه كشيشان و راهبان و شاگردان آنها و تمام كارمندان مملكتى و خارجى در آن حضور پيدا كردند.ابتدا به وسيلۀ گروه موزيك محمل،نغمههايى نواخته شد و پس از نوشيدن شربت،يكى از شاگردان رهبان فرانسوى سخنرانى ايراد كرد و پس از او شيخ سنباطى از سوى امير خطابهاى ايراد نمود و سپس با نواخته شدن سرود پادشاهى و غريو حاضران در ساعت پنج شب،جشن خاتمه يافت.
از طور تا سوئز
از ظهر روز يازدهم تا ظهر روز چهاردهم و پس از سه روز اقامت در قرنطينه،اجازۀ حركت به ما داده شد.بنابراين در ساعت ده روز شنبه چهاردهم صفر،به وسيلۀ كشتى به دريا رفتيم و در ساعت يك و نيم بامداد روز يكشنبه پانزدهم صفر به سوئز وارد شديم.
پس مدت حركت ما در اين مسير پانزده ساعت بود.
يك ساعت پس از ورود به سوئز،پزشك قرنطينه به كشتى آمد و پس از معاينۀ مسافران و اطمينان از سلامتى آنان،اجازۀ پهلو گرفتن به كشتى را صادر نمود.
قبل از پياده شدن ما از كشتى،استاندار حاضر شد و سلامتى امير را خير مقدم گفت، سپس زمان جشن محمل را پس از توافق،در ساعت يازده زوالى از همان روز قرار داد.
اين جشن همانند جشنى بود كه پيشتر در هنگام آغاز سفر ما از سوئز گرفته شده بود.
هنگامى كه از كشتى به خشكى منتقل شديم،به وسيلۀ پزشكى انگليسى،معاينه شده و ما را پاك از هر گونه بيمارى يافت.سپس اينجانب به همراه امير و خزانهدار از سوى