126گفتيم،به علت كمبود شتر،هزار و پانصد حاجى با پاى پياده در روز دوم ذى الحجه خود را از جده به مكّه رساندند.
در مكّه نيز هنگام فروش گوسفند،از هر رأس آن مبلغ پنج قروش مصرى و از فروش هر رأس شتر،پنجاه قروش ماليات،دريافت مىگرديد و كرايۀ هر شتر همراه با كجاوه،از مكّه به عرفات و بالعكس،هفت ريال و بىكجاوه شش ريال قرار داده شده بود كه يك ريال آن براى شريف و ريالى ديگر براى مطوّف و مقوّم 1گرفته مىشد و در نهايت مبلغى حدود چهار يا پنج ريال براى ساربان باقى مىماند.
كرايۀ يك شتر كجاوهدار از مكّه به مدينه و سپس ينبع سى و سه ريال مجيدى بود و نيمى از اين مبلغ نيز براى شتر همراه،كه بار را حمل مىكرد،گرفته مىشد.كرايۀ شتر يك جهازه،سى و دو ريال كه از آن دوازده ريال براى شريف(-دو جنيه انگليسى)و يك ريال و نيم براى تنظيم كننده كاروانها،و دو ريال از آن مطوّف و يك ريال از آن متعهد و ضامن ساربان(-مقوم)و يك ريال براى دولت و يك چهارم ريال در برابر رهن(مرسوم است هر قبيله يك نفر را براى اطمينان دادن از به سلامت رسيدن افراد كاروان به مقصد،نزد دولت،گروگان قرار داده و دولت او را تا پايان سفر زندانى مىنمايد و قيمت معادل يك گروگان يك چهارم ريال است)بنابراين مبلغى حدود پانزده و ربع تا چهارده و ربع ريال و يا كمتر از آن براى ساربان باقى مىماند و از اين وضعيت بدتر آن كه از هر جاوهاى مبلغ چهار جنيه گرفته مىشد و اين تنها به علت وضعيت مالى خوب آنان بود كه مكّيان را به طمع مىانداخت و گرنه در مقابل،هيچگونه كارى هم براى آنان انجام نمىشد.
ساربانان براى فرار از ماليات شتران اجاره داده شده،از شيوۀ خاص پيروى مىكردند؛بدين گونه كه با هر حاجى قرارداد بسته مىشد و هنگام حركت از مكّه تعدادى از شترها را بيش از حد بار زده و تعدادى شتر را بدون بار به همراه كاروان روانه مىكردند كه از اين شتران بىبار مالياتى گرفته نمىشد؛زيرا ساربان ادعا مىكرد اجاره داده نشده است.پس از دور شدن از مكّه،بارها و افراد بر طبق قرارداد تقسيم مىگرديد،و يا آن كه با مسافران بر تعدادى شتر قرارداد مىبستند،ليكن پس از آغاز مسافرت تعدادى را باز پس