115هنگام كودكى حضرت و در زمانى كه نزد حليمۀ سعديه بوده،دانستهاند و حليمه زمانى كه پيامبر را نزد مادرش آمنه بنت وهب برگرداند در اين مورد به او مىگويد:زمانى كه او به همراه برادرانش در پشت منازل ما...»
پس مسجد الحرام كجا و منزل پيامبر كجا،و پشت خانههاى حليمه كجا،و دامنه كوه حرا كجا!خداوندا!اين دروغى است آشكار و مردم آن را راست پنداشتهاند.آنچنان كه مبدل به واقعيت گرديد و در ذهن شخصى مانند سلطان عبد العزيز هم نفوذ كرده و او را وادار نمود تا در سال 1279 ه.بر روى اين جايگاه دروغين،گنبدى احداث كند و سنگ يادبودى نيز براى آن قرار دهد كه من آن را بر روى ديوار جنوبى كه با آب طلا نوشته شده بود،ملاحظه كردم.غار حرا،محلى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله در آن پيش از بعثت،به عبادت مىپرداخت در سمت جنوب اين گنبد قرار دارد.انسان از قلّۀ كوه توسط پلههاى سنگى غير منظمى شبيه به پلكان به پايين رفته و به دهانه غار مىرسد.فاصله ميان غار و گنبد حدود پنجاه متر مىباشد.فضاى آن به مقدار نشستن پنج نفر و ارتفاع آن به اندازۀ قامت يك انسان متوسط است.در داخل آن نماز خوانده،دعا كرديم و در آنجا گروهى حاجيان ترك را كه براى زيارت آمده بودند ديديم.شخص ايستاده بر قلّۀ اين كوه مىتواند مكّه و ساختمانهاى عظيم و قلههاى مستحكم آن را و كوه«جبل الثور»را نظاره كند.رنگ كوه طلايى است؛به گونهاى كه اگر چشمها را به قسمتى از آن،خيره نماييم قلهاى از طلاى خالص به نظر مىآيد،از اين رو،زمانى كه آفتاب بر آن مىتابد،يكى از زيباترين و جالبترين منظرهها را به خود مىگيرد.
قطعه سنگ كوچكى را از كوه برداشتم،ليكن متأسفانه بعدها يكى از نوكران در شهر «الوجه»آن را سنگ اجاق ديگى قرار داد و از ميان رفت.لازم به يادآورى است افرادى كه به زيارت و ديدار اين كوه مىروند،حتما آب كافى به همراه داشته و به صورت دسته جمعى و مسلّح حركت نمايند تا از آسيب دزدان و اعراب راهزنى كه در انتظار فرصت بوده و در نقاط كم رفت و آمد مانند اين مسير،آمادۀ حمله به حجاج و ربودن اموال و اثاثيه آنان هستند،در امان باشند.به من گفته شد،يكى از اعراب،اقدام به كشتن يكى از حجاج نمود و نزد او جز يك ريال نيافت،به او گفتند:براى يك ريال او را به قتل