180صحابه سخنى نمىگفت،نه از خوبى آنها سخن مىگفت،ونه از بدى آنها سخنى نقل مىكرد،به همين سبب او را متّهم به رافضى بودن كردهاند 1.
وى در ادامه به پاسخ به برخى اشكالات ديگر پرداخته كه آنها را در جاى خودش آوردهايم.
همچنين اسماعيل بن محمّد عجلونى پس از اينكه از احمد ابن حنبل و ابنجوزى نقل مىكند كه حديث ساختگى است،چنين مىنويسد:
اين سخن اشتباه است،و به همين سبب سيوطى گفته:ابن منده وابن شاهين حديث را از اسماء بنت عميس روايت كردهاند،وسند آنها سندى نيكوست،و طحاوى و قاضى عياض آن را حديثى صحيح دانستهاند،و قارى گفته:شايد اين مطلب كه بازگشت خورشيد به دستور على عليه السلام صورت گرفته باشد،ردّ شده باشد،امّا بازگشت آن به دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم امرى ثابت ومسلّم است. 2
شهابالدين خفاجى پس از نقل سخنى از طحاوى در ارتباط با وثاقت راويان حديث مىنويسد:
برخى از كسانى كه كتاب را شرح كردهاند بر اين سخن طحاوى اعتراض كرده وگفتهاند:اين حديث ساختگى است و راويان