145ملاّ حسن كاشى: تا نگردد فوت از آن ماه معانى يك نماز باختر را مطلع خورشيد خاور كردهاند 1
محتشم كاشانى: چون به امرت برنگردد مهر از مغرب كه هست گردش گردون برايت يا اميرالمؤمنين 2
علاّمه محمّد اقبال لاهورى: هر كه در آفاق گردد بو تراب باز گرداند زمغرب آفتاب 3
صفاى اصفهانى: آورد زير بند سليمانى
عاشق اصفهانى: آن سرورى كه بهر نمازش ز باختر آورد باز معجزِ پيغمبر آفتاب
اى آمده به خدمت تو همچو بندگان
گاهى ز باختر گهى از خاور آفتاب 4
صغير اصفهانى: به خورشيد از آن رجعت كه دانى امور فلك در كف اوست مطلق