144
ادبيات فارسى
ناصر خسرو قباديانى: خورشيد به فرمان تو برگشت زمغرب آمد به زمين زهره از اين چرخ مقوّس
سنايى غزنوى: قوّت حسرتش ز فوت نماز
اهلى شيرازى:
مهر فرو برده بود سر به سجود غروب
بهر نماز على آمد وباز ايستاد 2
كاتبى ترشيزى: بر آفتاب در آن عصر حكم فرمودى مدينه را زتو اين هم ولايتى دگر است
نظيرى نيشابورى: چگونه نور كسى را به گِل توان اندود كه آفتابِ فرو رفته را بر آورده 3
بابا فغانى شيرازى: امام اوست كه قرص خور از اشارت او به جاى فرض پسين بازگشت از ره شام 4