81اما معتزله كه از نظر ما شاخهاى از اهل سنت هستند - هر چند از نظر اهل سنت جزو آنان نمىباشند - براى خود مكتب خاصى دارند و به مرور زمان نابود شده و از آنان اثرى جز چند كتاب باقى نيست.
شيعه در مسائل كلامى به سه گروه تقسيم مىشوند:
«اثنىعشرى»، «زيدى» و «اسماعيلى» ولى اگر حقيقت اين مذاهب كلامى، چه در سنّى و چه در شيعه، شكافته شود خواهيم ديد اختلاف در مسائلى است كه ارتباطى به ايمان و اسلام ندارد و اگر مسلمان دربارۀ آنها سخن نگويد مشكلى نخواهد داشت. مسائلى مانند:
الف : صفات خدا عين ذات اوست يا زايد بر آن؟
ب : قرآن كريم قديم است يا حادث؟
ج : افعال بندگان، مخلوق خداست يا مخلوق انسانها؟
د : خدا در سراى ديگر قابل رؤيت هست يا نه؟
و ... كه هرگز اسلام و ايمان وابسته به آنها نيست.
درست است كه حق در اين مسائل يكى بيش نيست و راه آن براى پويندگانش باز است و طبعاً يكى از گروهها بر خطا بوده و ديگرى بر صواب، ولى اين جريان چنان نيست كه هر فرقهاى فرقۀ مخالف را تكفير كند!