36آخر حضرت عباس و در پايان همه امام حسين عليه السلام بود كه در نبرد دلاورانه با آنان شهيد شد. هر كس به ميدان مىرفت، رَجَز و شعرها و شعارهاى حماسى مىخواند و درگير مىشد. اين نبردها كه از صبح عاشورا شروع شده بود، تا بعد از ظهر ادامه يافت.
تپه ماهورهايى ميان خيمهها و ميدان فاصله انداخته بود. اگر كسى مىخواست ميدان را ببيند، بايد روى آن بلندى مىآمد تا ميدان و سپاه دشمن در چشم اندازش قرار گيرد. اينكه اكنون در كربلا نزديك حرم سيدالشهدا به فاصلۀ 30 متر آن طرف خيابان، جايگاهى وجود دارد به نام «تلّ زينبيّه» كه با چند پلّه بلندتر از سطح خيابان ساخته شده و شبيه يك حسينيۀ كوچك است و زائرين كربلا آنجا را هم زيارت مىكنند، يكى از همان بلندىهايى بود كه روز عاشورا حضرت زينب براى كسب خبر از وضع ميدان و سرنوشت برادرش، چند بار از جلوى خيمهها به آن بلندى آمد و به صحنۀ نبرد نگاه كرد. فاصلۀ چندانى بين تلّ زينبيّه و حرم نيست. اين ساختمان به ياد آن حادثه و براى زنده نگه داشتن آن خاطره ساخته شده است.
روز عاشورا وقتى همۀ ياران و نزديكان و فرزندان امام به شهادت رسيدند، خود آن حضرت به ميدان رفت. بارها حمله كرد و با آن گروه جنگيد و عدّهاى را كشت. ولى خودش هم خيلى تشنه و خسته و زخمى بود. تنهاى تنها آن قدر جنگيد و زخم بر پيكر او وارد شد كه سرانجام بر زمين افتاد.
امّا هنوز زنده بود و جان در بدن داشت. شمر كه يكى از جلّادان و نيروهاى بى رحم دشمن بود، با قساوت تمام، سر امام حسين عليه السلام را از پيكرش جدا كرد.