1161500 مسافر و در مدت ده روز سفر دريايى، به جده رسيدند. ايشان مىگفتند: در مكه پولم تمام شد و چون هر كسى فقط مقدارى پول براى خود آورده بود، نمىتوانست به ديگرى كمك كند، لذا به كنار خانه كعبه مشرف شدم و عرض كردم: پولم تمام شده يا مرا پيش خودتان نگه داريد يا اگر مصلحت است كه برگردم، به من پول بدهيد. در آن زمان مطوّف، محمد على غنام بود و ما نيز مسافر بوديم. به من گفت، اگر داخل، گرم است و پشه دارد، در بيرون تخت مىزنم، بخوابيد.
همگى خوابيديم. نمىدانم در حال خواب بودم يا بيدارى، چراغها خاموش بود هيچكس هم در اطراف من نبود، كيسهاى در زير عبايم احساس كردم ولى از آنجا كه در حال بيدارى كامل نبودم، چندان توجهى نكردم. وقتى بيدار شدم، يازده عدد سكۀ طلاى عثمانى در كيسه ديدم و مشكلم برطرف شد!»
پيشگويى يك زائر جوان
ايشان همچنين نقل كردند كه:
«آقاى محقق اهل رفسنجان و از اساتيد مدرسۀ