73آنان در رديف اطاعت از خدا و پيامبر (ص) تأكيد مىنمايد، و ضرورت اطاعت با ضرورت عصمت پيشوايان ملازمه دارد.
روشن است كه خداوند حكيم هيچگاه به اطاعت از كسانى كه ممكن است خواسته يا ناخواسته به گناه و بدى فرمان دهند امر نمىكند.
به سخن ديگر، اگر اطاعت از كسانى كه ممكن است مرتكب گناه و بدى شوند واجب باشد، به هنگام گناه و بدى كه مورد نهى خداوند است پيروى از آنان كه مورد امر الهى است به ارتكاب گناه و بدى مىانجامد، و اين به معناى تعارض امر و
نهى خداوند خواهد بود كه ممكن نيست. بنابراين، اولىالأمر ضرورتاً بايد از گناه و بدى مصون باشند؛ و اين همان چيزى است كه شيعه براى ائمۀ اهل بيت(عليهم السلام) ثابت مىشمارد.
جالب است كه فخر رازى (د.606ق) يكى از مفسّران معروف اهل سنّت با اين برداشت شيعه از آيۀ اطاعت همداستان است و اقرار دارد كه اين آيه، به روشنى دليل بر عصمت اولى الأمر است، امّا با شيوهاى كه مىتوان نام آن را تعصّب يا مغالطه نهاد، به سادگى ادّعا مىكند كه اين «اولى الأمرِ معصوم» نمىتوانند افراد خاصّى از امّت باشند! چراكه اطاعت از افراد خاصّى از امّت متوقّف بر شناخت آنهاست وشناخت چنين افرادى در اين زمان براى ما ممكن نيست!