44سفيان ثورى نيز از دانش بىكران آن حضرت بهرههاى بسيار برده و حكايات او از آن حضرت معروف است.
بىجهت نيست كه برخى هر چهار مذهب فقهى اهل سنّت را تحت تأثير آن بزرگوار مىدانند. عالمان و رجالشناسان اهل سنّت از آن حضرت با القابى چون صادق، ثقه، مأمون، عاقل، حكيم، باورع و فاضل ياد كردهاند و وى را خردمندترين مردم و
ى
ادآورترين آنان نسبت به آخرت دانستهاند، 1 و تأكيد كردهاند كه كسى قرين آن حضرت نيست و نبايد دربارۀ او پرسش كرد. 2
عجلى آنجا كه از آن حضرت در كنار پدران بزرگوارش ياد مىكند با كنايه مىگويد: «ايشان را چيزى بود كه براى ديگران نبود»، 3 و اين اشارهاى روشن به برترى ايشان نسبت به ديگران است. ابن حبان نيز آن حضرت را از سادات اهل بيت در فقه و علم و فضيلت، 4 و از عُبّاد اتباع تابعين و علماى مدينه برشمرده است. 5
عمرو بن ابىالمقدام مىگفت: «من هرگاه به جعفر بن محمّد مىنگريستم درمىيافتم كه او از سلالۀ پيامبران است».