30يعنى: «آيا كسانى كه دانش و آگاهى دارند با كسانى كه دانش و آگاهى ندارند برابرند؟! جز اين نيست كه تنها خردمندان پند مىگيرند».
و مىفرمايد: أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ . 1يعنى: «آيا كسى كه به سوى حق راه مىنمايد سزاوارتر است كه پيروى شود يا كسى كه خود راه نمىيابد مگر آنكه راهنمايى شود؟! شما را چه مىشود چگونه حكم مىنماييد؟!». اين دو آيه به روشنى بر ضرورت اعلم بودن امام پاى مىفشارد.
زيرا كسى كه با دانش و آگاهى برتر خود به سوى حقّ و عدالت راه مىنمايد سزاوارتر است كه پيشواى جامعه باشد تا كسى كه خود به حق و عدالت راه نمىيابد مگر آنكه توسّط چنان كسى
راهنمايى شود؛ و اين واقعيتى معقول و اصلى منطقى است. تجربۀ بشرى نشان داده است كسانى كه اين واقعيت معقول و اصل منطقى را در معادلات سياسى خود ناديده گرفتهاند به مشكلات فراوان و كژىهاى سترگ دچار آمدهاند.
جالب است كه در منابع روايى اهل سنّت احاديث فراوانى در تأييد اين اصل عقلايى شيعه به چشم مىخورد. به عنوان نمونه، اين حديث در سنن بيهقى (د.457ق) آمده است كه رسول خدا (ص) فرمود:
«مَنِْ اسْتَعْمَلَ عامِِلاً عَلَى الْمُسْلِمينَ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّ فيهِمْ مَنْ هُوَ أَوْلى بِذلِكَ مِنْهُ وَ أَعْلَمُ بِكِتابِِ اللهِِ وَ سُنَّةِِ نَبيِّهِ فَقَدْ خانَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ جَميعَ الْمُسْلِمينَ».
2
يعنى: «هر كه كارگزارى را بر مسلمين بگمارد در حالى كه مىداند در ميان آنان كسى سزاوارتر از او به حكمرانى و