142با اين حال، لازم به ذكر است كه شيعه روا بودن تقيه را بدون قيد و شرط نمىشمارد، و براى آن قواعد و احكامى مىشناسد.
يكى از مهمترين شرايط تقيه آن است كه عدم اظهار عقيدۀ حق به رواج باطل و نابودى حقنيانجامد، كه در اين صورت نه تنها تقيه روا نيست كه اظهار عقيدۀ حق و مبارزه در راه آن واجب و در حكم جهاد در راه خدا خواهد بود.
نمونۀ برجسته و عملى چنين اظهار عقيده و مبارزهاى قيام خونين امام حسين (ع) است كه با وجود كمى ياران و توانايى دشمن و قطعى بودن شهادت، براى جلوگيرى از رواج باطل و نابودى حق صورت پذيرفت.
به نظر مىرسد كه اهل سنّت به دليل برخوردار بودن از اكثريت و بهرهمندى از حمايتهاى سياسى در طول تاريخ اسلامى بر خلاف شيعيان به تقيه نيازمند نبودهاند، از اين رو آن را بىمورد دانستهاند ودر برابر آن موضع گرفتهاند.
2. مسألۀ ازدواج موقّت
يكى ديگر از مسائل فرعى مورد اختلاف ميان شيعه و اهل سنّت مسألۀ ازدواج موقّت است.
شيعه بنابر برخى آيات قرآنى و احاديث نبوى، و