144اين چه كارى است؟! ما تو را نادان نمىانگاشتيم! چرا دور مسجد چاه مىكنى؟ عبدالمطلّب گفت: من آن را حفر مىكنم و در راه آن مبارزه مىكنم. او و فرزندش حارث به ادامۀ حفارى پرداختند. با اين حال، قريش به دليل وجاهت و صدق و ديندارى او مخالفت ننمودند تا اينكه پس از چندى عبدالمطّلب خسته شد و نذر كرد كه اگر خداوند ده پسر به او عطا كند يكى را قربان نمايد. در همان حال كه به حفر چاه مشغول بود شمشيرهاى دفن شده در زمان جرهميان را يافت. قريش پيش آمده، سهم خود را مطالبه كردند و عبدالمطّلب گفت: اينها متعلّق به خانۀ خدا است و به حفر ادامه داد تا آب زمزم جوشيدن گرفت آنگاه در كنار آن، حوضى آماده ساخت و آن را از آب پر مىكرد تا حاجيان بنوشند. 1
چارهجويى براى كم آبى
در خصوص اقدام عبدالمطّلب به حفر زمزم و مقدّمات آن، برخى تاريخنگاران چنين گفتهاند: عبدالمطّلب بزرگ قريش بود و سقايت حاجيان را بر عهده داشت و از