137فاسى، مؤلّف «شفاء الغرام» مىنويسد:
«آب زمزم همواره در اختيار مردم مكّه بود و از آن بهرمند مىشدند تا اينكه جرهم حرمت كعبه و حرم را شكستند و در نتيجه زمزم از آنها گرفته شد و طى گذشت برههاى از زمان اثرى از آن برجاى نماند.» 1
و نيز ازرقى در كتاب خود (اخبار مكّه) از قول برخى از اهل علم نقل كرده است كه گفتند:
«جرهم از زمزم مىنوشيدند و تا آن زمان كه خداوند اراده كرده بود در آنجا رحل اقامت داشتند، امّا از آن هنگام كه نسبت به جرهم بىحرمتى كردند و حرمت خانه را پاس نداشتند و مال كعبه را كه به آن هديه مىشد آشكار و پنهان خوردند و علاوه بر اينها گناهان بزرگ ديگرى مرتكب شدند، آب زمزم قطع شد و محلّ آن چاه، به تدريج و بر اثر جارى شدن سيل، طى سالهاى متمادى ناپديد گشت. «عمرو بن حارث جُرهمى»، جرهم را به جهت اعمالشان نكوهش كرد و از پىآمد ستم و بىحرمتى نسبت به بيتاللّٰه برحذر داشت امّا اين هشدارها سودى نداشت، لذا