95شويد. اكنون كه نزد شما آمده گرد او را گرفته و آماده كشتنش هستيد و نمىگذاريد بجاى ديگر رود. او مانند اسيرى گرفتار شماست. آب را كه يهودى و نصرانى از آن مىآشامند و سگ و خوك در آن مىغلطند بروى خود و يارانش بستهايد. چندان كه نزديك است از تشنگى بميرند.
چه رفتار بدى كه با خاندان محمد كرديد! اگر توبه نكنيد. خدا روز تشنگى شما را سيراب نكند.
پاسخ كوفيان جز اين نبود كه او را تير باران كنيد...! حر بازگشت و رو بر وى حسين جنگيد تا به قتل رسيد.
* * *
تنور جنگ ميان هزارها تن از يك سو و دهها تن از سوى ديگر گرم شد. اصحاب حسين يكى پس از ديگرى به جنگ مىرفتند و تا نيمۀ روز جنگى سخت كردند.
نيمروز حسين با باقى ماندگان اصحاب نماز ظهر را (نماز خوف) خواند و دوباره به جنگ پرداختند. اصحاب او چون دانستند كه توانايى حفظ جان امام خود را ندارند. با يكديگر در كشته شدن مسابقه گزاردند، تا آنكه همگى كشته شدند و جز اهل بيت وى، كسى باقى نماند.
سپس آنها نيز دل بر مرگ نهاده، آمادۀ نبرد گشتند و نخستين كس، على بن الحسين بود كه به ميدان آمد و گفت:
من على بن حسين بن على هستم.
به خانۀ خدا سوگند كه ما به پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اولى هستيم.
شما را چندان به شمشير ميزنم تا بپيچيد.