75
* * *
از كتابهاى تاريخى و تذكرهها مىپرسيم آيا ميان زن و شوهر مخالفتى بوده است؟ در پاسخ اين سؤال تاريخ و تذكرهها خاموش مانده پاسخى نمىدهند.
مىخواهيم اين موضوع را ناديده انگاريم ولى مىبينيم، چندان آسان و مقدور نيست.
هر گاه متوجه جدايى زينب و عبدالله نشده بوديم، ممكن بود تنها همراه زينب به سفر برويم ولى چه بايد كرد كه بدين نكته متوجه شديم.
سپس مشاهده مىكنيم كه در هر نقطه، ميان زينب و پسر عموى او، جدايى افتاده است. زينب تا آخرين روز زندگانى خويش، همراه خويشاوندان خود بسر برده و خاطر او به شوهر يا فرزند مشغول نگشته است.
و باز اين سؤال پيش مىآيد كه چه اختلافى ميان اين زن و شوهر بود؟ اخيراً چيزى را در شرح حال زينب مىخوانيم و تصوّر مىكنيم اين زينب، جز عقيلۀ بنى هاشم نيست. آرى در آن وقت كه كتابهاى تاريخ و تذكرهها در اين باره خاموشند، در كتاب «سيده زينب» و اخبار «زينبيات» تأليف عبيدلى؛ دانشمند نسب دان، در ترجمۀ زينب وسطى (ام كلثوم) زن پيشين عمربن خطاب چنين مىخوانيم:
چون عمر كشته شد، محمد بن جعفر بن ابى طالب وى را به زنى گرفت و بمرد، سپس عبدالله بن جعفر با وى ازدواج كرد و ازدواج عبدالله با او، پس از طلاق خواهر وى؛ زينب كبرى - س - بود و ام كلثوم در خانۀ عبدالله درگذشت.