161در اين سال عبدالحليم، ناظر عمارت، حج بهجاى آورد ولى در مِنا مرگش دررسيد و به سال 1266 ه . در آنجا ديده بر جهان فروبست. مرگ او سبب ركود كارها شد، از آن پس هيأتى از مهندسان، كارِ نظارت را بر عهده گرفتند.
نخستينِ آنها مهندس محمد رائفپاشا بود كه مجبور شد دروازهاى در باروى شمالى مدينه باز كند. آن را «بابالمجيدى» ناميد. 1
در تمام مدتى كه مسجد شريف نبوى در دست تعمير و بنا بود، در هيچ زمان مراسم عبادت تعطيل نشد. مهندس مذكور كه مىخواست در همه انحاء و اطراف مسجد به كار بنا و تعمير پردازد، مجبور شد هر بخشى را كه خراب مىكند بسازد سپس به خراب كردن بخش ديگر پردازد. 2
برزنجى وضع مسجد شريف نبوى را، پيش از عمارت مجيدى، چنين وصف كرده كه: مسجد شريف نبوى بيشترش سقفهايى بود بر پايههاى چوب و طاقهايى از آجر و ستونهايى از سنگ سياهِ تراشيده.
در آغاز بنا از سلطان عبدالمجيد، موافقت گرفتند كه براى تعليم اطفال مكتبهايى بنا كنند در دو طبقه و مخازنى براى روغن در بيرون ديوار شمالى مسجد. اين كار به پايان رسيد و ميان آنها درى باز شد كه بعدها به بابالمجيدى شهرت يافت.
سپس بناى سايبان شمالى تكميل گرديد و پس از آن به كار سايبان شرقى پرداخته شد. ديوارى كه از منارۀ اصلى تا باب جبرئيل كشيده شده بود خراب شد و به قصد توسعه آن را 3/25 متر عقبتر بردند. در اين احوال محمد رائف معزول شد و بكيرپاشا جايش را بگرفت. او در يازدهم ماه شعبان سال 1269 ه . براى تكميل بنا به مدينۀ منوره آمد. بناى طاقها و گنبدها را از منارۀ