160چهار ركن استوارند اشتهار دارند ولى به او گفتند اگر چنين نقشهاى اجرا شود بايد جاى ستونهاى مشهور مسجد عوض شود. اين امر موجب عدول سلطان از رأى خود گرديد. 1
عبدالحليم افندى مدير هيأت ساختمانهاى دولتى در استانبول مأمور اشراف و نظارت شد. شمارى از مهندسان و هنرمندان و بنايان و نجاران و آهنگران در خدمت او بودند. مصالح بنا را با كشتى از راه دريا به ينبع مىآوردند و از آنجا به مدينه. اينان در اول رجب سال 1266 ه . به مدينه رسيدند و به محض ورود در پى يافتن كوهى افتادند كه سنگهايش مناسب بناى مسجد باشد. سرانجام به كوهى نزديك جماوات در جنوب غربى مدينه، در منطقۀ آبارِعلى در ذوالحُلَيْفه در وادى عقيق راهنمايى شدند. رنگ اين سنگها رنگ عقيق سرخ بود چون صلاحيتش تأييد شد شروع به بريدن سنگها كردند تا طاقها و ستونها را با آنها بنا كنند. تراشيدن اين سنگها آسان و رنگشان زيبا بود. سنگتراشان براى كار در آن كوه مكان گزيدند. قطعات بزرگ و متوسط و كوچك مىبريدند و گاه ستونهاى يكپارچه مىتراشيدند. سنگهاى سياه را كه محكمتر و مقاومتر بودند در بناى ديوارها بهكار مىبردند. براى نقل اين سنگها به محلِّ كار، عرّابههايى ساختند كه چارپايان مىكشيدند. اين عرابهها از آبارِعلى به بابالشامى و شارعالساحه و بابالرحمه و دارالضيافه، كه در شمال مسجد واقع شده بود، مىگذشتند و به منطقه عمل مىرسيدند.
اين طريق كشيدن سنگ، به احترام مردم مدينۀ منوره بود كه اعصابشان درهم نريزد و صفاى خاطرشان تيره نگردد.
پس از اين به خراب كردن سايبان شمالى مسجد شريف نبوى پرداختند.