43به كالاى ناپايدار اين سراى، دين خود فروخته بودند، متون قرآنى را تفسيرى ناروا بخشيدند و احاديث نبوى را به سود خود توجيه و تأويل كردند.
امّا در اين ميان، كسانى بودند كه دنيا را وانهاده، خريدار آخرت شده و ديده بر خشنودى خداوند دوخته بودند و جاه و مقام بر باور و اعتقاد آنان هيچ اثر نگذاشته بود.
اينان همان اهل بيت نبوّت، خاستگاه رسالت و ياوران ديانت بودند، كه وحى در خانۀ آنها فرود آمده و خداوند فرموده بود تا نامش را در آنجا به عظمت برند و آنجا او را بستايند و هم، مردمان به وحيى كه در اين خانه فرود آمده و به مران اين خانه چنگ زنند.
حسين عليه السلام فرزند اين خانه بود و بىگمان همو سزامندتر از يزيد بن معاويه و سزاوارترين مسلمان براى در اختيار گرفتن خلافت بود. او سبط رسول خدا صلى الله عليه و آله و فرزند نخستين خاندانى بود كه به اسلام ايمان آوردند و اين آيين به جانشان در آميخت. پدر او امير مؤمنان على عليه السلام و مادر او يگانۀ پيغمبر، فاطمه عليها السلام بود. آن هنگام كه ديده بر جهان گشود، طلوعش ديدۀ پيامبر صلى الله عليه و آله را روشن ساخت و او خود وى را «حسين» ناميد.
امام هشت سال در پرتو وجود پيامبر صلى الله عليه و آله زيست و از آن پرتو بهرهها برد. پيامبر او را به لطف و مهربانى پرورد و پس از عشق به خدا، دوستى و محبّت به اين نوباوه، دل او را آكنده بود؛ چونان كه البته دل پدر و مادر و برادران و خواهران و همچنين ياران اين خاندان را.
در احاديثى كه راويان ثقه نقل كرده و صاحبان صحاح آنها را آوردهاند، آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«هٰذٰانِ ابْنايَ مَنْ أحَبَّهُما فَقَد أحَبَّني وَمَن أبغَضَهُما فَقَدْ أبغَضَني».
«اين دو، فرزندان منند، هر كس آنها را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كس با آنان دشمنى دارد مرا دشمن است.»
هم فرمود:
«من أحبَّ الحُسَينَ فَقَدْ أحبَّني».
«هر كس حسين را دوست بدارد مرا دوست دارد.»