349الدَّافِعُ عَنْ أَخِيهِ المُجِيبُ إِلَىٰ طاعَةِ رَبِّهِ الرَّاغِبُ فِيما زَهِدَ فِيهِ غَيْرُهُ مِنَ الثَّوابِ الجَزِيلِ وَ الثَّناءِ الجَمِيلِ وَ أَلْحَقَكَ اللَّه بِدَرَجَةِ آبائِكَ فِي جنّاتِ النَّعِيمِ. أللّهُمَّ إِنِّي تَعَرَّضْتُ لِزِيارَةِ أَوْلِيائِكَ رَغْبَةً فِي ثَوابِكَ وَ رَجاءً لِمَغْفِرَتِكَ وَ جَزِيلِ إِحْسانِكَ فَأَسْئَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ أَنْ تَجْعَلَ رِزْقِي بِهِمْ داراً وَ عَيْشِي بِهِمْ قارّاً وَ زِيارَتِي بِهِمْ مَقْبُولَةً وَ حَياتِي بِهِمْ طَيِّبَةً وَ أَدْرِجْنِي إِدْراجَ الْمُكْرَمِينَ وَاجْعَلْنِي مِمّنْ يَنْقَلِبُ مِنْ زِيارَةِ مَشاهِدِ أَحِبَّائِكَ مُفْلِحاً مُنْجِحاً قَدِ اسْتَوْجَبَ غُفْرانَ الذُّنُوبِ وَ سَتْرَ العُيُوبِ وَ كَشْفَ الكُرُوبِ إِنَّكَ أَهْلُ التَّقْوَىٰ وَ أَهْلُ المَغْفِرَةِ».
«سلام بر تو اى ابوالفضل، اى عباس، اى پسر امير مؤمنان، سلام بر تو اى پسر سرور اوصيا، سلام بر تو اى پسر آن كه نخستين اسلامآورده، آغازين مؤمن، برپاىدارندهترين و دلسوزترين بر آيين است.
گواهى مىدهم كه براى خدا و رسول او و برادرت خيرخواهى كردى، و تو خود چه خوش برادر همراه و همدرد براى برادر خويش بودى.
خداوند لعنت كند گروهى را كه تو را كشتند، لعنت كند گروهى را كه بر تو ستم راندند، لعنت كند گروهى را كه حرمت شكستند و با كشتن تو، حرمت آيين زير پاى نهادند.
تو خوش پايدار مجاهد، مدافع يارىده، و برادر دفاعكننده از برادر خويشى كه به فرمان پروردگار پاسخ گفته و بدان پاداش فراوان و ستايش درخورى كه ديگران بدان بىرغبتى كردند، دل سپرده است.
خداوند تو را به همان مرتبهاى در بهشت رساند كه پدرانت آنجايند.
خداوندا! من به اميد پاداش تو و به چشمداشت بخشايش و مغفرت تو و در آرزوى احسان و كرم بسيار تو آهنگ زيارت اوليايت كردهام، و اينك از تو مىخواهم بر محمد و خاندان پاكش درود فرستى، به بركت آنان روزىام را سرشار، زندگىام را آرام و برخوردار، زيارتم را پذيرفته، و حياتم را پاك و پيراسته بدارى و مرا بدان پلۀ كمال بالا برى كه گرامىداشتهشدگان درگاهت بدان بالا بردهاى، و مرا از كسانى قرار دهى كه چون از زيارت مرقد دوستانت باز مىگردند كامياب و كامروايند و آمرزش گناهان، پوشيده شدن كاستيها و گشوده شدن گرههاى زندگى خويش را سزاوار شدهاند. تو خود شايستۀ پروايى و سزامند بخشايش و آمرزشى.»