344
پا مكش از درگهش كه عقدهگشايى
گشت كمان قدّ شاه دين چو عيان شد
غرقه به خون قامت رساى اباالفضل 1
* * *
دمِ رفتن
آه! افتاد ابوالفضل چو از زين به زمين
گفت: خون پاك كن از چشم برادر عباس تاببيند دم رفتن رخ زيباى تو را
تا بنوشد دم مردن مى وحدت زان كاس
* * *