259را (اجازه داد و) فرمود: «تو پرچمدار سپاه منى». روان شد تا آب بياورد. بر او حمله بردند و او نيز حمله برد، در حالى كه رجز مىخواند:
لا أرهب الموت اذا الموت زقا
نفسي لنفس الطاهر السبط وقا 1چون رجز به پايان رساند، بر كوفيان حمله برد و آنان را از شريعه كنار زد و خود بدان در آمد. مشكى كه به همراه داشت پر آب كرد. آنگاه دستى در آب برد تا خود بنوشد.
در اين هنگام حسين عليه السلام و تشنگى او را به ياد آورد و با خود گفت: به خداوند سوگند، در حالى كه سرورم حسين تشنه است آب نمىنوشم. آب بر روى آب ريخت، مشك بر پشت كشيد و از شريعه بيرون شد. در حالى كه اين رجز را مىخواند:
يا نفسُ من بعد الحسين هوني
چون از شريعۀ فرات آمد، نيزهها از هر سو به سويش سرازير شد. او همچنان كه