249دشمنان را كنار زد و به اردوى حسين عليه السلام آب رساند. «سقا» (آب رسان)، «ساقى عطاشى كربلا» (ساقى تشنه لبان كربلا)، «كبش الكتيبه» (يل سپاه)، «قمر العشيره» (ماه خاندان)، «قمر بنى هاشم» (ماه بنى هاشم)، «بطل العلقمى» (قهرمان نهر علقمى)، «عميد» (سرهنگ)، «عميد العسكر» (سرهنگ لشكر»، «حامل لواء الحسين» پرچمدار حسين) و «حامى الظعينه» (پاسدار ناموس كربلا) همه از القاب اوست كه از خوىهاى پسنديده و كردههاى شايستۀ او حكايت مىكند.
عباس شاخهاى از آن درخت سايه گستر پرثمر و شاخسارى از آن سايهسار پرشكوه محمدى است كه مسلمانان در سايۀ آن آسودند.
عباس، دلاور و در پيكارها پيشتاز بود و همۀ مايههاى كمال و جلوههاى فضيلت در او گرد آمده بود. سيد جعفر حلّى دربارۀ او مىگويد:
بطلٌ تورث من أبيه شجاعةً
فيها أنوف بني الضلالة ترغم 1
آرى، خداوند همۀ صفات ستوده و خوىهاى الهى را به او داده و او در دلاورى، سازش ناپذيرى، يارى دهى، بزرگوارى، گذشت، خوشخويى و مهرورزى بر ضعيفان سرآمد بود و سيمايى نورانى و پرجمال داشت. دربارۀ او در تاريخ آوردهاند:
«عباس مردى خوش چهره و زيبا روى بود و چون بر اسب مىنشست پاهايش به زمين مىرسيد. او را ماه بنىهاشم مىگفتند و در آن روز كه كشته شد پرچم سپاه حسين عليه السلام را در اختيار داشت.» 2سبط بن جوزى از هشام، از محمد، از قاسم بن اصبع مجاشعى روايت كرده است كه گفت:
«چون سرها را به كوفه آوردند، سوارى را ديدم خوش سيماتر از همگان. از زير گردن اسبش سر تازه جوانى آويخته بود، به مانند ماهى در شبى تيره تاز اسب خرامان