206برانگيزد.
7- آنان را از اين كه به بهانۀ تبار والايشان بر مردم چيرگى جويند يا به واسطه نسبشان به كسى ستم روا دارند و اين كار، مردم را به دشمنى با اين خاندان بكشاند و به دورى جستن و مخالفت با اين خاندان برانگيزد باز بدارد و بدان خواند كه با مهرورزى، دلهاى مردمان به دست آورند و با ديگران دوستى جويند تا علاقه مردم به آنان افزونتر شود و دلها با آنان صافتر و مهربانتر باشد.
8 - در ستاندن حقوقى كه بر ديگران دارند، يار آنان و در بازستاندن حقوقى كه مردمان بر آنان دارند يار صاحبان حق باشد، مباد از دادن آن خوددارى ورزند، تا از رهگذر يارى دادن به آنان در ستاندن حق خود از ديگران انصاف يافته و در يارى دادن ديگران براى ستاندن حقوق خويش از ايشان انصاف داده باشند. كه رفتار عادلانه، انصاف يافتن و انصاف دادن است.
9 - در مطالبۀ حقوق عمومى افراد خاندانش در سهم ذوى القربى؛ از غنايم و درآمدها كه اختصاصاً از آنِ هيچ يك از آنها نيست، نيابتشان كند تا اين مال بر حسب آنچه خداوند برايشان واجب و مقرر نموده است، در ميان آنان قسمت شود.
10- زنان بيوۀ اين خاندان را بواسطه تبار والا و برترى كه بر ديگر زنان دارند و به هدف حفظ نسب و پاسداشت حرمت اين خاندان، از ازدواج با كسانى جز وابستگان اين خاندان و جز آنان كه شايستگى دارند، باز دارند.
11- بر افرادى از اين خاندان كه جرايمى كمتر از حد و آنچه موجب قصاص است انجام دادهاند تنبيه اجرا كند. از افراد داراى شخصيت عذرشان بپذيرد و از لغزش آنان پس از اندرز دادن در گذرد.
12- وقفهاى اين خاندان را مراقبت كند و هم اصل آنها را پاس بدارد و هم منافع آنها را تحصيل كند. اگر خراج و سهم درآمد اين اوقاف را پرداخت نكنند از گرد آورندگان اين سهم بازخواست كند. به گاهِ قسمت كردن درآمدها، بر چگونگى آن نظارت كند. اگر وقفى به گروهى ويژه اختصاص دارد، از اين اختصاص مراقبت كند و اگر در وقف اوصافى براى مستحقان هست، اوصاف آن گروه را مطابق وقف احراز نمايد تا مباد مستحقى از دايرۀ اين قسمت بيرون بماند و يا غير مستحقى بدين دايره در آيد.