123در سال 1358 ه . ق. سلطان سيفالدين طاهر، داعى اسماعيلى، كربلا را زيارت كرد و به ضريح امام عليه السلام پنجرهاى نقرهاى كه در هند ساخته شده بود اهدا نمود.
به هر روى، ضريح مطهر امام حسين عليه السلام قبلهگاهى براى مسلمانان و نقطه اميد و آرزوى شيعيان و همچنين جلوهگاهى از تمدن و ميراث فرهنگى شيعه است كه به واسطۀ جايگاه بلند و انكار ناشدنىاش، هماره مورد توجه بوده است، چونان كه شاعران و سخنوران در عرصۀ ادب عربى و فارسى شعرها در وصف ضريح گفته و جلوههايى از جمال و شكوه آن بارگاه رابه قالب نظم و شعر در آوردهاند. از آن جمله است، چند بيتى زيبا و بديع از مهيار ديلمى كه بدين معنى سروده است:
«گويا ضريح تو گلى است بهارى كه باد پاييز بر آن وزيده است.
اين بوى تو است كه زايران با خود مىآورند يا اين مشك است كه به خاك و تربت تو در آميخته است.»
دعبل خزاعى در بيت شعرى گويد:
«هيچ باغ و بوستان نيست كه آرزو نكند اى كاش مضجع تو باشد و پيكر تو را بر دامن گيرد.»
هم ابوبكر آلوسى در دو بيت ديگر گويد:
«سر حسين عليه السلام را در خاور و باخترِ زمين مجوييد.
همۀ آن جاىها را وانهيد و به سوى من آييد كه آرامگاه او در قلب من است.»
در حرم امام عليه السلام نوشتهها و لوحهايى خوش منظر و خيرهكننده به چشم مىخورد كه در و ديوار و سقف حرم را آراسته است. در بالاى ستونى كه در ميانۀ ضلع جنوبى پنجرۀ فولاد، پيش روى مبارك قرار دارد، اين عبارت به چشم مىخورد:
«مَنْبَكىٰ وَتَبٰاكىٰ عَلَىالْحُسَيْن فَلَهُ الْجَنَّة، صَدَقَاللّٰه وَرَسُولُه سنة 1715ه . 1».